پلیس . ابلیس part 30
[ ا.ت ویو ]
با دل درد شدید از خواب بیدار شدم ، خیلی درد داشتم نمیتونستم حتی تکون بخورم ، بلاخره با هزار بدبختی پاشدم و نشستم رو تخت و کنارمو نگاه کردم دیدم جونگ کوک ای یه بچه ناناز خوابیده ، انگار نه انگار این همونی بود که دیشب به وحشی ترین شکل ممکن بگ.ام داد ، از رو تخت بلند شدم و رفتم دستشویی ...شتتتتتتتتتتتتتتت پریود شدممممم ، پد هم نداشتم ، دست و صورتمو شستم و رفتم رو تخت نشستم و داشتم به این فکر میکردم که چجوری بهش بگم که گریم گرفت
[ کوک ویو ]
با صدای هق هق یکی از خواب بیدار شدم که دیدم ا.ت نشسته لبه تخت و داره گریه میکنه
_ چی شده چرا داری گریه میکنی ؟
+عهههههههه ، دلم خیلی هق درد میکنه (گریه)
_اشکال نداره طبیعیه
+چی میگی بابا هق پریود شدم هقققق
_خب اینم طبیعیه (خنده)
+برو گمشووووو
_وایسا الان میام
جونگ کوک پاشد و رفت دستشویی و بعد چند دقیقه اومد بیرون و آماده شد و رفت بیرون از اتاق و ا.ت هم رفت تکیه داد به تاج تخت و پاهاش رو توی شکمش جمع کرده بود سرشو گذاشته بود روی زانو های و گریه میکرد ، بعد از چند دقیقه جونگ کوک از بیرون اومد با یه پلاستیک پر از پد بهداشتی و یه پلاستیک پر از خوراکی
_ا.ت بیا اینارو برات گرفتم
+چه خبره (تعجب )
_خب حالا الان یه زره سو بخور بقیه شو بعدا بخور
+چی میگی منظورم اون یکی پلاستیکه
_اها اینو میگی خب من نمیدونستم کدومو بگیرم به خاطر همین همه رو گرفتم
+آها چه جالب
_دلت خوب شد؟
+اییییییییی دلممممم
_(مود جونگ کوک :خوشبختم منم ایدلم ، عضو گروه بی تی اس 😂) خیلی خب بیا اینا رو بگیر دستم افتاد
با دل درد شدید از خواب بیدار شدم ، خیلی درد داشتم نمیتونستم حتی تکون بخورم ، بلاخره با هزار بدبختی پاشدم و نشستم رو تخت و کنارمو نگاه کردم دیدم جونگ کوک ای یه بچه ناناز خوابیده ، انگار نه انگار این همونی بود که دیشب به وحشی ترین شکل ممکن بگ.ام داد ، از رو تخت بلند شدم و رفتم دستشویی ...شتتتتتتتتتتتتتتت پریود شدممممم ، پد هم نداشتم ، دست و صورتمو شستم و رفتم رو تخت نشستم و داشتم به این فکر میکردم که چجوری بهش بگم که گریم گرفت
[ کوک ویو ]
با صدای هق هق یکی از خواب بیدار شدم که دیدم ا.ت نشسته لبه تخت و داره گریه میکنه
_ چی شده چرا داری گریه میکنی ؟
+عهههههههه ، دلم خیلی هق درد میکنه (گریه)
_اشکال نداره طبیعیه
+چی میگی بابا هق پریود شدم هقققق
_خب اینم طبیعیه (خنده)
+برو گمشووووو
_وایسا الان میام
جونگ کوک پاشد و رفت دستشویی و بعد چند دقیقه اومد بیرون و آماده شد و رفت بیرون از اتاق و ا.ت هم رفت تکیه داد به تاج تخت و پاهاش رو توی شکمش جمع کرده بود سرشو گذاشته بود روی زانو های و گریه میکرد ، بعد از چند دقیقه جونگ کوک از بیرون اومد با یه پلاستیک پر از پد بهداشتی و یه پلاستیک پر از خوراکی
_ا.ت بیا اینارو برات گرفتم
+چه خبره (تعجب )
_خب حالا الان یه زره سو بخور بقیه شو بعدا بخور
+چی میگی منظورم اون یکی پلاستیکه
_اها اینو میگی خب من نمیدونستم کدومو بگیرم به خاطر همین همه رو گرفتم
+آها چه جالب
_دلت خوب شد؟
+اییییییییی دلممممم
_(مود جونگ کوک :خوشبختم منم ایدلم ، عضو گروه بی تی اس 😂) خیلی خب بیا اینا رو بگیر دستم افتاد
- ۹.۶k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط