یـک شآخ‍❀ـه رز بر میدآریـ و دستـت را میـبُرد [¡]

یـک شآخ‍❀ـه رز بر میدآریـ و دستـت را میـبُرد [¡]
خونـ از دستـت میریزد و بی رنگــ است...
مشتـت را ب سیـنه میکوبی
و قـلبـت مثل یک تکه‍ سنـگ از گلویت میـوفتد
و مثل یـک توپـ پـَرت میشـود وسط بازیــ بچه ها [:)]

#MISS_FERI
دیدگاه ها (۱۰)

چند پارتی بازی ممنوع

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۵✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

یک بوم نقاشی ، خط خطی میکنم بی گمان تصویر تو زیباترین نقاش...

عشق کنج پیاده‌رو افتاد

عکس از دوسالگی خودم ، از روزهای مردانگیم، حیف ، حیف که نمیشو...

به وقت نویسندگی...

-درختـ کُهن-قدمی برداشتم و دستت را در دستانم گرفتم و دوباره ...

اشتباه خاص!پارت¹²-:با لحن جدی غرید..بلند شو! :با درد بهش نگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط