فرشته کوچولو بعد دیدن پرپر شدن گل های باغچه

فرشته کوچولو بعد دیدن پرپر شدن گل های باغچه
گوشه ای نشست و همچو باران گریست
زمانی که آخرین قطره‌ی اشک رو ریخت گفت:....(اینو شما بگید)




☆°☆°☆°☆°☆°☆°☆°☆°☆°☆°☆°☆°☆°☆°☆

روی کاغذa3
نصف ذغالام به چوخ رفت
درک این نقاشی برا منم سخته چه برسه به شما
دیدگاه ها (۳۵)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 38جونگکوک از نزدیکی ...

ابلیس

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۲جونگسو؟ چیکار می‌...

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}شیسه به صندلی پشتش تکیه داد و سرشو چ...

«کوک؟»«هوم؟»«لازم نیست همه‌چیز رو تنهایی حل کنی.»مداد در دست...

(:♡رز ابی من part.3/3اول متن رو بخونید زیر لب گفت و سرعت ماش...

Forbidden love①①شب توی خوابگاه دراز کشیده بودم و داشتم از خس...

مادری نابینا کنار تخت پسرش در شفاخانه نشسته بود و می گریست…ف...

میم الف دال را مادر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط