{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❣sh❣

❣sh❣
آخر گشوده شد ز هم آن پرده های راز
آخر مرا شناختی ای چشم آشنا
چون سایه دیگر از چه گریزان شوم ز تو
من هستم آن مجنون خیالات دیرپا
چشم منست اینکه در او خیره مانده ای
 مجنون که بود؟ قصه چشم سیاه چیست؟
در فکر این مباش که چشمان من چرا
چون چشم های وحشی مجنون سیاه نیست
در چشم های مجنون اگر شب شکفته بود
در چشم من شکفته گل آتشین عشق
لغزیده بر شکوفه لب های خامشم
بس قصه ها ز پیچ و خم دلنشین عشق
در بند نقش های سرابی و غافلی
برگرد … این لبان من، این جام بوسه ها
از دام بوسه راه گریزی اگر که بود
ما خود نمی شدیم چنین رام بوسه ها...!🌸💞🌸


#عاشقانه
#بهترینم❤
دیدگاه ها (۲)

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

مرد بی رحم

پارت آخر | پایانی که ادامه دارد:) چند ماه بعد...بالاخره روزی...

آخر گشوده شد ز هم آن پرده‌های رازآخر مرا شناختی ای چشم آشناچ...

آخر گشوده شد ز هم آن پرده های رازآخر مرا شناختی ای چشم آشناچ...

آخر گشوده شد ز هم آن پرده های راز آخر مراشناختی ای چشم آشنا...

در فكر اين مباش كه چشمان من چراچون چشم های وحشی ليلی سياه ني...

در چشم های لیلی اگر شب شکفته بوددر چشم من شکفته گل آتشین عشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط