{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ز لمس نفست قصد زیارت دارم

من ز لمس نفست قصد زیارت دارم
من به بوسیدن لبهای تو عادت دارم

عطر موهای تو آرامش شب های من و
اندر آن قصه به صد شیوه حکایت دارم

چه کنی چون گل نوخاسته در دامن باغ
من به هر کس که تو را دیده حسادت دارم
تیر مژگان نشنیدی به دل مجنون رفت..؟
من همان شرحه دلم قصد غرامت دارم
نبَرد هر چه که مجنون ز غم لیلی برد
آنقدر غصه که از چشم سیاهت دارم

تو گذشتی ز من و هیچ نگفتی که کیم
بعد از این دربدر و حسرت آهت دارم

دیده ای زائر و درگاه حرم، باور کن
که همان زائرم و چشم به راهت دارم

چه کنم نیست مرا دادرسی از غم تو
به خدا چشم به آن روز قیامت دارم
دیدگاه ها (۴)

شانه بالا کردنت را دوست دارم عشق مننازِ آن خندیدنت را دوست د...

ﺑﺒﺎﺭ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥﺑﺒﺎﺭ ﺑﺮ ﻣﻦﻏﺼﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﺸﻮﯼﻭ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧ...

من پس انداز دلم را به تو دادم که تو هم بیمه ی عمر دلم روز مب...

تو می رویبرای رفتن تو راه می شوم !تو پلک می زنیو منبرای چشم ...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

an angel in the darkness

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط