{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p


شب...

اعضا دور میز جمع شده بودند.

سکوت بود.

جونگکوک به عکس‌های روی میز نگاه می‌کرد.

عکس مین‌هو.

عکس خودم.

جیمین گفت: «رئیس، قدم بعدی چیه؟»

جونگکوک بدون اینکه سرش را بلند کند، گفت:

«فکر می‌کنم... مین‌هو نسبت به دختره یه حس خاصی داره.»

نامجون ابرو بالا انداخت.

«از کجا مطمئنی؟»

«اگه فقط یه جاسوس بود، بعد از آوردن پرونده ولش می‌کرد.»

چند لحظه سکوت شد.

تهیونگ لبخند زد.

«پس نقطه‌ضعفشه.»

جونگکوک آرام سر تکان داد.

«دقیقاً.»

جین گفت: «یعنی از دختره استفاده می‌کنیم؟»

جونگکوک نگاهش را به اعضا دوخت.

«مین‌هو آدمیه که برای قدرت، همه رو قربانی می‌کنه...»

«اما اگه پای دختره وسط باشه، اشتباه می‌کنه.»

جیمین پوزخند زد.

«و ما منتظر همون اشتباه می‌مونیم.»

جونگکوک از جایش بلند شد.

کتش را پوشید.

«ماشین رو آماده کنید.»

«وقتشه شکار شروع بشه.»

ویوی کلارا

درِ اتاق بسته شد.

صدای قفل آمد.

نفس عمیقی کشیدم.

اتاق بزرگ بود.

یک تخت.

یک پنجره‌ی بلند.

و یک درِ قفل‌شده.

چند دقیقه بعد...

در باز شد.

مین‌هو وارد شد.

پوشه را روی میز انداخت.

«خسته نباشی.»

جوابی ندادم.

روی مبل نشست.

«از امروز اینجا می‌مونی.»

اخم کردم.

«من دیگه برای تو کاری نمی‌کنم.»

مین‌هو خندید.

«فکر می‌کنی حق انتخاب داری؟»

سکوت کردم.

مین‌هو از جا بلند شد.

«استراحت کن.»

در را بست و رفت.

---

چند دقیقه بعد...

صدای چند ماشین از بیرون ویلا آمد.

یکی از افراد مین‌هو با عجله داخل دوید.

«رئیس!»

مین‌هو برگشت.

«چی شده؟»

«افراد جونگکوک...»

«اطراف ویلا دیده شدن.»

مین‌هو اخم کرد.

«همه آماده باشن.»

همان لحظه...

زنگ در ویلا به صدا درآمد.

همه ساکت شدند.


شرط
لایک۱۵
بازنشر۵
دیدگاه ها (۰)

قسمت هفده

🍷 شراب قرمزقسمت چهارم: صدای پشت دررینا تمام شب نتوانست بخواب...

چند پارتیپارت ۱عمارت جئون در سکوت مرگباری فرو رفته بودهمه می...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 31کیم سونگ‌هو از ماشین پیاده شد.چ...

بریم پارت ۵۵ دختر کوچولوم:سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۵ات چن...

RESPECT OR DIE : پارت ششم صدای قدم‌های نیلا در راهروی طولانی...

قسمت ۲۷ — «مردی که نباید برگشته باشد» 🖤چراغ‌ها یک‌دفعه روشن ...

🖤 مافیای منقسمت چهاردهم | دو چهرهصبح شرکت مثل همیشه شلوغ بود...

🦢 پارت بیست‌وسوم | چیزی که پنهان مانده بودسه روز از تصمیم جن...

پارت ۴ خانه‌ی جونگکوک بیشتر شبیه یک قلعه بود.دیوارهای بلند، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط