چندپارتی درخواستی تهیونگ

چندپارتی درخواستی تهیونگ
p¹¹(پارت آخر)
جیونگ:امم چیزی لازم ندارین
ات:نه ممنون..فقد یه چیزی من تیر خوردم چرا ماسک زدین
جیونگ:امم چیزه اتاق بقلی بودم باید ماسک میزدم
ات:صداتون چقد برام اشناس
جیونگ:اممممم نگا کنین اونجا خاک داره خوب نیس نفستون تنگ میشه الان تمیز میکنم
ات:باشه ممنون
جیونگ:خب بمب و این زیر تخت کار بزارم ۵دقه یا ۱۰دقه..بزار از عمر باقیش لذت ببره
ات:از چی لذت ببرم؟!
جیونگ:چیز میگم خیلی شانس آوردین از عمرتون لذت ببرین
ات:بله ممنون
جیونگ:فعلا(رفت)
ات:خدافز..چه عجیب بود
....
تهیونگ:من میرم پیش ات
کوک:یه دقه وایسا یونگی زنگ زد..الو یونگی چیشد
یونگی:جونگ کوک عجله کن قراره توی اتاق ات بمب کار بشههه
کوک:چییییی(بووووومممممممم)
(بیمارستان ترکید)
........
(دو سال بعد)
ویو کوک
دوسال از مرد ات میگذره الان با یونگی داریم میریم سالگرد مرگ تهیونگ یک سال بعد مرد ات دیگه کشش نداشت و خود کشی کرد

پایان
گریه کنین
اشکال ندارع مرگ پایان کبوتر نیست
کسی که درخواست داده بود گف غمگین باشه به من چه
حمایت: انرژی و انگیزه برای پارت های دیگه ♥️
²⁰⁰تایی شدنمون مبارک
دیدگاه ها (۲۷)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

#برادر ناتنی من

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

پارت ۴

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ⁴ 🥀━━━━━━━━━━━━━━[عمارت ک...

پارت پنجــــم -- نکنه با اون دوست دخترش 😭ــ خب رسیدیم ــ رس...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ³ 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۳2: پایانچند هفته بعد...همه‌چیز ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط