{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خودکار خود را برداشته ام و میخواهم چند خطی از تو بنویسم

خودکار خود را برداشته ام و میخواهم چند خطی از تو بنویسم

 

تویی که در روز خورشید و در شب ماه و ستاره ی منی...

 

تویی که مانند پرنده بال پرواز کردن به من دادی و مرا از قفس تنهاییم رها کردی

 

حال که تو را در کنارم می بینم،حس بی انتها بودن میکنم

 

حس پرواز در اوج آسمان ها را دارم،با تو هر روزم زیباتر از روز گذشته است

 

با تو گذر هر فصل برایم شیرین است مخصوصا پاییز...

 

اگر تو نباشی در کنارم عقربه های ساعت برایم نمی چرخد...

 

اگر هم بچرخد هر ثانیه اش برایم یک عمر میگذرد...

 

مرا دیوانه کرده هر لحظه بودن با تو،دیوانه شدم،دیوانه ی عشق تو...

 

وقتی به چشمانت مینگرم سرشار میشوم از جمله های زیبا برای تو...

 

تو با من چه کردی که دارم می نویسم با تمام وجودم از تو...
دیدگاه ها (۷)

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

از کجای داستان شروع کنم :این که چگونه لبخند شدی برایمو چگونه...

فیک

جیمینا واقعا ۳۱ سالت شد ؟ جیمین تو برای من فقط یه خواننده یا...

قسمت ۷

پارت ۴: از استیجِ رؤیاها تا قلبِ هایب!اون شبِ کنسرت، اصلاً ح...

داستان کودکانه «رقصِ گرانش در تالارِ تعادل» به نویسندگی رزیت...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

رمان :قرارداد سرنوشت

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط