پارت 57

پارت 57

من : کی گفته من دوست ندارم ! من بخاطر تو خیلی سختی کشیدم .. من منتظرت بودم که بیای بهت بگم چقد دوست دارمو بدون تو نمیتونم من میخواستم یه عمر کنارت باشم اما تو !!! ...
واقعا واست متاسفم ! تو نمیدونی چه بلاهایی سر من اومده...
من وقتی اون روز تو فردگاه اون خبرو شنیدم ...
سه روز تو بیمارستان بودم حالم خوب نبود غش و ضعف میرفتم اصلا فراموشت نکردم اون ساباش عوضی میخواست بزور باهام ازدواج کنه ..!

ارسام : چی ؟؟
با گریه 👇
من : هیشش بزار حرفمو بزنم ......
دید ..قبول نمیکنم از نقطه ضعفم سودا استفاده کرد با اون ازدواج کرد تهدیدم کرد که اگه تو باهام ازدواج نکنی خواهرتو میبرم پیش خودم منم مجبور شدم باهاش ازدواج کنم ! اون بخاطر خواهرش یکیو کشت .. مامانش با رفیق به من حمله کردن منو زخمی کردن با چاقو ..من 3 ماه تو کما بودم میفهمی !!! تو نمیدونی.من چیااا کشیدم از وقتی رفتی ..من 3 ماه تو این دنیا نبودم فقط جسمم رو تخت بیمارستان افتاده بود ..

ارسام : چطور !! ....... چرا به من .....

من : ساکت ! هیس گوش بده بهم ....
من بخاطر تو هزاردفعه به اروین دست رد زدم ..من داغونم من قلبم هزار تیکه شده .. با اهنگو به یاد تو تصور کردنت شبا خوابم میبرد صبام با عکست که رو به روم بود چشم تو چشم میشدم ..چون سنگ قبر نداشتی با عکسات دردو دل میکردم اما تو .... هه
رفتی عقد کردی اونم با دوستم .. ! واقعا برات متاسفم ..دیگه تموم شد .. ! همه چی تموم شد، دیگه ارسامی وجود نداره واست ارزوی خوشبختی میکنم کنار اونی که بیشتر از من دوست داره 😒 خدافظ واسه همیشه ....

ارسام : سلن ..سلن ....وایساااا لطفاااا

به زبون ارسام

چقد سختی کشیده سلنم خدا بکشتم چه روزای بدی داشته .. کاش میمردمو اینکارو نمیکردم قلبشو شکستم وقتی اشک میریختو با اه و سوز توی صداش این روزای سختشو بهم میگفت دلم میخواست همونجا خودمو دار بزنم دختری که وقتی خیلی کوچیک بود خانوادشو از دست داد خواهرشو بزرگ کرد .. دختری که اولین فرد توی زندگیش من بددم که اینکارو کردم باهاش هیچوقت خودمو نمیبخشم ..
باید برم ازش معذرت بخوام ازش بخوام بهم یه فرصت بده ....
دیدگاه ها (۱۱)

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

عشق منp۵۶کوک:میخواستی اون جونگهیون عوضی براش پدری کنه بگو ا‌...

قربون کبوترای حرمت 😭السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا 🙇‍♂️ار...

پری کوچولوی من پارت ۲کوک: به بدم کش و قوصی دادم و خمیازه کشی...

نگاه نفرت انگیز ,, Hateful look ,,𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑جونگکوک:اما پدر جئون...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part45میخواست ازم فاصله بگیره کهمحکم بغلش کرد...

سناریو: وقتی دنسر هستی و یکی از آیدل های کیپاپ بهت درخواست م...

وقتی پدرت بود🧡پارت ۱ویو می یونگ:از ۳ ساعت پیش از اتاقم نیومد...

part ²با اون شخص یهو بدنم لرزید.اون جونگکوک بود!!!ولش بک به ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼Season:¹part:².....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط