{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو: وقتی دنسر هستی و یکی از آیدل های کیپاپ بهت درخواس

سناریو: وقتی دنسر هستی و یکی از آیدل های کیپاپ بهت درخواست میده دنسر اصلی کنسرت باشی (پسر هست) و تو با لباس باز میری و با اون اجرا می‌کنی اونا هم به عنوان تماشاچی میان :

نامجون : اجرات واقعا عالی بود ولی راستش وقتی لباس رو دیدم یکم جا خوردم فکر کنم باید قبلش خودمو آماده می‌کردم

جین : (چند لحظه ساکت موند بعد گفت) می‌دونم این لباس برای اجراست ولی دیدنت روی صحنه باهاش یکم منو غافلگیر کرد

شوگا : من بهت افتخار می‌کنم واقعاً فقط اگه بخوام صادق باشم یه کوچولو حسود شدم وقتی دیدم همه دارن نگات می‌کنن

جیهوپ : (با لبخند بهت گفت) رقصت فوق العاده بود ولی از لحظه‌ای که اومدی روی صحنه من فقط منتظر بودم کنسرت تموم بشه

جیمین : تو برای جا خیلی زحمت کشیدی و معلومه فقط من هنوز دارم سعی می‌کنم با دیدن اون همه آدم که بهت نگاه می‌کردن کنار بیام

تهیونگ : (یکم مکث کرد و گفت) لباسات به اجرای امشب میومد می‌دونم ولی نمی‌خوام دروغ بگم دیدنش حس عجیبی بهم داد

جونگ کوک: (بعد از چند ثانیه سکوت لبخند زد و گفت) عالی بود حالا بیا بریم چون از اول کنسرت فقط منتظر بودم بتونم دوباره با خودت حرف بزنم

نظرتون و حتما بگید نانای ها #سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

ᴘᴀʀᴛ ۳۲ | یه تشکر سادهبعد از اتفاق پارک...چند روز گذشت.آرا ه...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

فیک : بین راندها

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط