دستانش از #فشار-زیاد-کار زبر و ضُمخت شده اند

دستانش از #فشار-زیاد-کار زبر و ضُمخت شده اند
دلش نمی آید #دست #نوازش بر سر و صورت ظریف #کودکانش بکشد
#همه فکر میکنند احساس ندارد...
ولی هیچکس نمیتواند #شرافت او را #وصف کند..
او یک #پدر است...
________________
دیدگاه ها (۵)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟜ای دل که بی گُدار به آب‌ها نمیزدیبی قایقت، میانه‌ی ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

معنی ضرب المثل رطب خورده، منع رطب، کی کندمادری از خرما خوردن...

سناریو بی تی اس:وقتی بهشون بی محلی می‌کنی:چند ساعتی است که س...

Part:2🥀تهیونگ از کمر آن دختر رقصنده (رُزا)گرفت و به سمت یکی ...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش دوم

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۳

رمان انتقام ازدواج کامل

«تو واقعاً متوجه نشدی؟»«چی رو؟»خندید، اما خنده‌اش تلخ بود.«م...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط