یادته؟!

یادته؟!
ـ اون شبی رو‌میگم که فک میکردی رسیدی به تهِش همون شبی که تا خودِ صبح اشک ریختی . .
اون شب گذشت و بازم یه زندگیت ادامه دادی، بازم اشتباه کردی،بازم با موقعیت های سخت تر رو به رو شدی ولی هر بار قوی تر از قبل بودی . !
میخوام بگم هر سختی هر چقدرم سخت و تلخ باشه،هر چقدرم ترسناک باشه بالاخره میگذره و تو از پسش برمیایی !!
فقط خواستم بهت یادآوری کنم که:
باز میشه این دَر صبر کن..
دیدگاه ها (۰)

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۷: شاخ‌به‌شاخ با پادشاهباد ساحل داشت موها...

#pain#P¹⁰⁴#Season²_ چطور ممکنه؟.... درسته که پدرم ممکنه آدم ...

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۴۸_ چه بهتر .. خلاص ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

🌍🔄✨ بالاخره یه روز، چرخ روزگار می‌چرخه! ✨🔄🌍👨🏻‍⚕️🩺 بالاخره یه...

My lovely neighbor part : ۶۸

My lovely neighbor part : 64

پارت هفدهم《Custom kiss》 ×چیزی شده؟!+...

Cold melody part 5ساعت هنوز هشت صبح نشده بود که با صدای آلار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط