:Section E Jewel Part 2
کالیکس که دید کیفر توی فکره خواست دوباره ی بحثی رو شروع کنه که با اومدن الا کالیکس ماتش برد...کیفر هم همینطور...آره..اون هنوز عاشق الا بود...الا وارد ساختمون اصلی شد و با دیدن کیفر..آریس که روی زمینه و دختر خالش که با تنفر به کیفر زل زده همه چیز رو فهمید و با لحن همیشگیش گفت:هی کیفر...اما کیفر اجازه ی تموم شدن حرفش رو نداد و گفت:فکر نمیکنم دیگه باهم اونقدری صمیمی باشیم که به اسم صدام بزنی...که الا با دلخوری گفت:اما کیفر ما ی گذشته ای داشتیم...و کیفر ادامه داد:که کاملا اشتباه بوده..ی اشتباه محض...بریم بچه ها...و با زدن تنه ای به الا اونجا رو ترک کرد...سی ان و کالیکس هم به دنبالش راه افتادن...هیچکس از قلب شکسته الا خبر نداشت...الا هنوز کیفر رو دوست داشت اما برای رسیدن به خواسته هایی که کیفر نمیتونست براوردشون کنه با آریس وارد رابطه شده بود...آریس رو هم دوست داشت..اما نه به اندازه ی کیفر...
جیجی ویو:
نمیدونم اون پسره چه مشکلی با آریس داشت که اینجوری اول صبح باهاش دعوا کرد اما هرچیزی که بود مطمئنا موضوع جدیای بود!...آریس جلوی دماغش رو گرفته بود و نمیزاشت ببینم چیشده...
جیجی با کلافگی به آریس گفت:(هی آریس!بزار دماغت رو ببینم...شاید شکسته باشه!)...که آریس دست جی رو پس زد و گفت:(نمیخواد..میدونم داره خون میاد...خودم میرم میشورمش...تو با الا برو توی کلاس..و راستی!یادت نره اصلا نزدیک اون دختره فریا نمیشی...از الا بپرسی چرا بهت میگه!)..و به سمت سرویس بهداشتی پسرا رفت...جیجی با نگاه سوالی به الا خیره شد...الا که بخاطر چهره بامزه ای که جی به خودش گرفته خندهی زیبایی کرد و بعد از تموم شدن خنده هاش گفت:(فریا هیدالگو..بدترین دختر اینجاست...بهتره اصلا کاری به کارش نداشته باشی... حتی جواب سلامش رو هم نده...اگه باهات لج بیوفته تا نابودت نکنه دست بردار نیست...باشه؟!)...و جیجی هم با سرش تأیید کرد و به کمک الا از روی زمین بلند شد...رفتار صمیمی الا باعث شده بود جیجی خیلی شوکه بشه...تقریبا بار اول بود که الا رو میدید...حالا چرا تقریبا؟..چون بار اولی که الا رو دیده بود در بدترین شرایط ممکن بود...بعد از دعوایی که با آنجلو داشت با گریه از خونه بیرون میزنه که دم در به الا برخورد میکنه...اما بدون توجهی بهش ازش رد شد...فکر میکرد حالا الا اون برخورد رو به روش میاره ولی اینجوری نبود...
جیجی ویو:
نمیدونم اون پسره چه مشکلی با آریس داشت که اینجوری اول صبح باهاش دعوا کرد اما هرچیزی که بود مطمئنا موضوع جدیای بود!...آریس جلوی دماغش رو گرفته بود و نمیزاشت ببینم چیشده...
جیجی با کلافگی به آریس گفت:(هی آریس!بزار دماغت رو ببینم...شاید شکسته باشه!)...که آریس دست جی رو پس زد و گفت:(نمیخواد..میدونم داره خون میاد...خودم میرم میشورمش...تو با الا برو توی کلاس..و راستی!یادت نره اصلا نزدیک اون دختره فریا نمیشی...از الا بپرسی چرا بهت میگه!)..و به سمت سرویس بهداشتی پسرا رفت...جیجی با نگاه سوالی به الا خیره شد...الا که بخاطر چهره بامزه ای که جی به خودش گرفته خندهی زیبایی کرد و بعد از تموم شدن خنده هاش گفت:(فریا هیدالگو..بدترین دختر اینجاست...بهتره اصلا کاری به کارش نداشته باشی... حتی جواب سلامش رو هم نده...اگه باهات لج بیوفته تا نابودت نکنه دست بردار نیست...باشه؟!)...و جیجی هم با سرش تأیید کرد و به کمک الا از روی زمین بلند شد...رفتار صمیمی الا باعث شده بود جیجی خیلی شوکه بشه...تقریبا بار اول بود که الا رو میدید...حالا چرا تقریبا؟..چون بار اولی که الا رو دیده بود در بدترین شرایط ممکن بود...بعد از دعوایی که با آنجلو داشت با گریه از خونه بیرون میزنه که دم در به الا برخورد میکنه...اما بدون توجهی بهش ازش رد شد...فکر میکرد حالا الا اون برخورد رو به روش میاره ولی اینجوری نبود...
- ۲.۸k
- ۳۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط