همسایه گلدان شمعدانی

اگر این گلدان شمعدانی، در زمستان بماند
آنگاه برای همیشه در ایوان خواهم نشست
و زمستان در حیاط
ادم برفی خواهم ساخت!
گلدان را
از حیاط به پشت پنجره می آورم
با دستانم
اب میدهم، افتاب میدهم
میدانی من، همسایه یک گلدان شمعدانی هستم!
دیدگاه ها (۰)

➳‌‌   ⃟ٖٜٖٜٖٜ🍁ᥫ᭡در گوشه‌ای از این جهانِ پرهیاهو، هنوز جاهایی...

گاهی دلم می‌خواهد کسی بدون اینکه چیزی بپرسم، بفهمد چقدر خسته...

عاشقانه های شبنم

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

گربه‌ای در نیمکت کناری...

🖤 میان قلب ژانر: عاشقانه | احساسی | درام نویسنده: ریحانه تع...

سایه‌های کلاغ پارت چهل‌ودوم | آخرین کلاغیک سال بعد...دیگر خب...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p83از راهروی اصلی که گذشتن، جیمین مسیرش ...

دلم می‌خواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط