فیک از بی تی اس وقتی داداشتن(p 5)
فیک از بی تی اس وقتی داداشتن(p 5)
ویو اعضا
بیدار شدیم و رفتیم دستو صورتمونو شستیم و دیدیم و کوک و هایون نیستن تعجب کننده بود چون اونارو به زور بیدار میکردیم ولی خب ی صبحونه کوچیک هم خوردیم و رفتیم کمپانی
رسیدیم
ویو کوک
بعد از نیم ساعت کشیک دادن دیدم اعضا دارن میان من زود رفتم به سمت هایون
کوک:هایونننن هایونننن
هایون:ها
کوک:اومدن
هایون:عه پس بدو
و هایون رفت سمت تله اصلی و منم رفتم سمت تله فرعی که دیدم تهیونگ داره بدو بدو میاد که با ۳.۲.۱ با آردی که بالای سرش بود ریخت روش و تهیونگ قشنگ آردی شد و اعضا هم اودن ببینن چیشده که همون لحظه تهیونگ وسط نقطه وایساده بود که هایون بهم اشاره کرد انجام بدم و منم آب داغی کا حاضر کرده بودمو از بالای سقف ریختم روی تهیونگ که دادو بیداد کرد و من از اون طرف که اعضا منو نبینن رفتم که هایون هم اومد
هایون:بابا بزن قدششش
کوک:هووووووو
هایون:آخیشش دلم خنک شد(منم دلم خون شد)
کوک:بلاخره تونستیم مدیونه منی
هایون:یجورایی خب برای جبران چیکار میخای بکنم
کوک:برام شیرموزززز بگیر اونم ی بسته
هایون:اووو خب باشه رفتنی خونه واست میخرم
کوک:یسس خب بیا بریم اتاق تمرین تا بهمون شک نکردن
هایون:آره بریم
و هایون و کوک رفتن اتاق تمرین شروع به دنس کردن(تنهایی ها باهم نه)و اعضا هم اودن و تهیونگ هم با چهره عصبی و خطرناک وارد اتاق شد
تهیونگ:شما روم آردو و آب داغ ریختین(عصبی)
هایون:آمم چیشده(زدن به کوچیه علی چپ)
تهیونگ:من که میدونم همه اینکارا تقصیر شماست دارم براتون
کوک:خب چیشده
و بله این طور اونطور میشه و خلاصه تمام
ویو اعضا
بیدار شدیم و رفتیم دستو صورتمونو شستیم و دیدیم و کوک و هایون نیستن تعجب کننده بود چون اونارو به زور بیدار میکردیم ولی خب ی صبحونه کوچیک هم خوردیم و رفتیم کمپانی
رسیدیم
ویو کوک
بعد از نیم ساعت کشیک دادن دیدم اعضا دارن میان من زود رفتم به سمت هایون
کوک:هایونننن هایونننن
هایون:ها
کوک:اومدن
هایون:عه پس بدو
و هایون رفت سمت تله اصلی و منم رفتم سمت تله فرعی که دیدم تهیونگ داره بدو بدو میاد که با ۳.۲.۱ با آردی که بالای سرش بود ریخت روش و تهیونگ قشنگ آردی شد و اعضا هم اودن ببینن چیشده که همون لحظه تهیونگ وسط نقطه وایساده بود که هایون بهم اشاره کرد انجام بدم و منم آب داغی کا حاضر کرده بودمو از بالای سقف ریختم روی تهیونگ که دادو بیداد کرد و من از اون طرف که اعضا منو نبینن رفتم که هایون هم اومد
هایون:بابا بزن قدششش
کوک:هووووووو
هایون:آخیشش دلم خنک شد(منم دلم خون شد)
کوک:بلاخره تونستیم مدیونه منی
هایون:یجورایی خب برای جبران چیکار میخای بکنم
کوک:برام شیرموزززز بگیر اونم ی بسته
هایون:اووو خب باشه رفتنی خونه واست میخرم
کوک:یسس خب بیا بریم اتاق تمرین تا بهمون شک نکردن
هایون:آره بریم
و هایون و کوک رفتن اتاق تمرین شروع به دنس کردن(تنهایی ها باهم نه)و اعضا هم اودن و تهیونگ هم با چهره عصبی و خطرناک وارد اتاق شد
تهیونگ:شما روم آردو و آب داغ ریختین(عصبی)
هایون:آمم چیشده(زدن به کوچیه علی چپ)
تهیونگ:من که میدونم همه اینکارا تقصیر شماست دارم براتون
کوک:خب چیشده
و بله این طور اونطور میشه و خلاصه تمام
- ۱.۳k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط