منو ببخش پارت ۳

ویو رین
پیش هارو بودم نگاهش می کردم شاید چشماش رو باز کنه تا بتونم چشم های بلورین رو ببینم دستش رو گرفتم و از شدت خستگی روی پاهای هارو خوابم برد
ویو هارو چشمام رو باز کردم دیدم رین روی خوابیده بلند شدم درد بدی حس کردم ولی بلند شدم رین زیر چشماش سیاه بود روی موهاش دست کشیدم ولی یک دفعه بیدار شد
ویو رین هارو بیدار شده بود سریع بغلش کردنفتم احق چرا دویدی وسط خیابان ساسکه من و ماکوتو یک لحظه فکر کردیم از دست دادیم اشک نا خودآگاه از چشمام ریخت هارو گفت ببخشید رین
اگر دوست داشتی منو فالو کن عزیزم 🌸
دیدگاه ها (۰)

[چند پارتی]

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥(ویو لوین کاترین)گربه کوچولویی که قبلاً ب...

پارت ۴۲

فیک کوکفصل ²پارت ³ویو ا.تمنو توی آغوشش کشید و بوسه ی ریزی رو...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_82سعی کردم بیخیال فکر خیال ه...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

پشت صحنه جادویئ پارت ۲اون تهیونگ بود داشت .. داشت با اون چشا...

محو زیبایی او پارت ۴۳ویو رزا با درد زانو به خودم میپیچیدم! ک...

دیو و دلبر پارت ۱۹ عقب کشیدم و پامو سمت زن عمو زیور کشیدم دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط