با نگاهی پر از آه گفت :«سارا ! میخوام یه دروغ قشنگ بهت بگ

با نگاهی پر از آه گفت :«سارا ! میخوام یه دروغ قشنگ بهت بگم ! ». . .
خیره به شانه های خم شده اش گوش سپردم...
گفت: همه چی درست میشه . . .(:

#امیدوارانه (:
دیدگاه ها (۰)

سریال عشق سیاه و سفید یه دیالوگ داره که میگه؛"تو زشت و بد نی...

سلام....خوبین؟چخبرا؟(جواب بدین😑)میخوام درباره یک پیزی حرف بز...

وقتی میخوان بهت اعتراف کنن...

درخواستی شینیچیرو

وقتى به يه مگس بال هاى پروانه رو بدىنه قشنگ ميشه ، نه ميتونه...

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۱روایت از زبا...

وقتی عضو هشتم بودی🩶پارت ۳(last part)روایت از زبان جولیا:رفته...

بیست و یکظهر تهیونگ با صدای گریه و فخ فخ از خواب بیدار شدم ج...

فقط یه دوست معمولی پارت 4داشتم کتابم رو باز می‌کردم که صدای ...

𓆩 پارت ۷۰ 𓆪 🖤ات با ناباوری به جیمین خیره شد.ـ یعنی از اول هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط