پارت¹⁸ •sad rose•

پارت¹⁸ •sad rose•

«فلش فوروارد»

هانول و جونگکوک خیلی باهم رابطشون خوبه و من برای جونگکوک خوشحالم چون اون خیلی حاش خوبه و دلم برای خودم میسوزه چون عشقم خیانتکار بود.

تهیونگ: تهی؟ خوشگلم؟ عروسکم؟
تهی: چی؟ با منی؟
تهیونگ: آره قربونت برم با تو ام، منو جیمین، نامجون، جیهوپ و جین میخوایم بریم از بیرون شام بخریم شام چی میخوری؟
تهی: هرچی خودت خواستی بگیر
تهیونگ: باشه قشنگم
پس ما میریم خدافظ

رفتم سمت تهیونگ و بغلش کردم

تهی: اوپا مواظب خودت باش، بای بای

یونگی هیونگ خواب بود و جونگکوک و هانول هم برنامه داشتن امشب شامو دوتایی برن بیرون کاری که ما هیچوقت نکردیم🙂
رفتم سمت اتاقم، تصمیم داشتم امشب به زندگیم پایان بدم اما قبلش، باید برای تهیونگ یه نامه بنویسم.

«ویو هانول»

داشتم میرفتم تو اتاقم تا آماده بشم چون قراره برم بیرون با جونگکوک.
اتاق من دوتا اتاق بعد از اتاق اون دختره ست، همونی که جونگکوک قبلا باهاش بوده،
در اتاقش یکم باز بود یه نیم نگاهی داخل اتاق انداختم که دیدم این دختره روی زمین افتاده و اتاق پره خون شده، اون خودکشی کرده به من ربطی نداره لابد میخواسته بمیره که خودکشی کرده، پس بی خیال از جلو اتاقش رد شدم و رفتم تو اتاقم.

«ویو تهیونگ»

شام مرغ سوخاری تند و شیرین خریدیم.
ما همه تند میخوریم ولی تهی نباید تند بخوره و براش خوب نیست

جیمین: تهیونگ برو به تهی بگو بیاد شام
تهیونگ: اوکی

رفتم سمت اتاق تهی درو باز کردم، با چیزی که روبه رو شدم خشکم زد تهی خودکشی کرده؟؟


داریم به پارتای آخر نزدیک میشیم
حمایت فراموش نشه💜
دیدگاه ها (۰)

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

پارت یازدهمزمان حال الان چند ساعت از وقتی که جونگکوک بیدار ش...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

وقتی عموت بود

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_3 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄خودم...

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

ددی خون آشام من

عمارت مافیا قسمت ⁶ رفتم پایین تا صبحونه بخورم هنوز تو شک بود...

معرفی چندپارتی : وقتی دوست برادرت بود و قرار بود برین سفر#پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط