_مرگ شبیه یک بوم سفیده...

_مرگ شبیه یک بوم سفیده...
که انگار هیچوقت قرار نیست
چیزی توش کشیده بشه،
همیشه خالی میمونه و هر کس
اونو توی رویاهاش نقاشی میکنه،
اما هیچ کس واقعا باور نمیکنه که
اون بوم جز سفیدی رنگ دیگه‌ای
به خودش بگیره ولی بعد ها توی
تاریکی پر میشه، به هیچ کس ها
نشون داده نمیشه، فقط اونی که
توی تاریکی نقاشیش کرده از
طرحش خبر داره اما دیگه هم از
اون تاریکی بیرون نمیاد که از
نقاشیش چیزی به کسی بگه!
دیدگاه ها (۰)

#pain#P¹⁰⁹#Season²برای تهیونگ سوال شد که چرا صورتش رو نکشیده...

part65. . بوم بلند شد و شیشه های سوجو و آبجو رو برداشت و خیل...

Intertwined fate of two enemies-part 1

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆 Part 1رینا از آشپزخونه بیرون اومد و با دیدن شوگا ...

سناریو مایکی{ جنگل چشمات }پارت چهارمبشقاب به زور به هپن رسون...

لباس ایزوکو روی زمین سرد و خاکی رها شد. وقتی هوایِ سرد و نمو...

خاطرات ناتمامPart4حرفاشو با ملایمت و شمرده شمرده میزد.. جوری...

### پارت ۳: سایه‌ای در اتاقِ خواب (ورود به حریمِ ممنوعه)فکر ...

Heir of Light and Darknesspart : 20تهیونگ هنوز به حرف‌های او...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۵قبله..توي انبار بود.. سرشو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط