Part:7🐣

Part:7🐣

این بار صبح سونا فرق داشت یک نفر بود که به او اهمیت بدهد یک نفر بود با شب بخیرش بخوابد و با صبح بخیرش از خواب بیدار شود.....

((دخترم هنوز خوابی ،بلند شو دیگه 🙈))

سونا با دیدن پیام نامجون لبخندی بر روی لبانش نشست...

((آره نامجونی بیدارم))

((خوبه دخترکم ، اگر بانو مایل باشه صبحانه رو بیرون بخوریم))

((حتما تا ده دقیقه دیگه آمادم نامجونی))

سونا موبایل را کنار گذاشت کمی رختخواب را مرتب کرد،مسواک زد،موهایش را شانه زد خواست موهایش را ببند اما نامجون گفته بود:

_با موهای بسته زیبایی ،اما موهای باز تورو همانند فرشته ها میکنه دخترکم:))

سونا کش را کنار گذاشت لباسی مناسب پوشید کیفش را برداشت و در خانه را باز کرد....

خواست پاهایش را بیرون از خانه بگذارد اما دسته گل رزی که جلوی در بود مانع سونا شد...

سونا اطرافش را نگاه کرد کسی نبود فقط همین گل رز کنجکاوی سونا گل کرد تا نامجون بیاید گل ها را شمرد.....

۴۰.....۶۹...۷۳...۹۰..۹۹

_۹۹ شاخه گل بود اما اون یدونه شاخه گل کجا قایم شده ؟

سونا با دیدن قامت بلندی که بر روی او سایه ایجاد کرده بود سرش را بالا آورد...نامجون با یک شاخه گل رز دیگر در دستانش روبه روی سونا قرار گرفته بود....

_نامجون (شگفت زده)

نامجون بر روی یکی از زانوهایش نشست و گل را تقدیم سونا کرد...

_این هم برای زیباترین دلیل زندگی من (لبخند)

_نامجونی از این کارا نکن عاشق میشم میرما..

نامجون در چند میلی متری صورت سونا قرار گرفت...

_مگه الان عاشق پدرت نیستی؟

سونا گونه هایش از خجالت قرمز شد...

_چرا،چرا،اما خب زیادی جنتلمنی..

نامجون نیشخندی زد...

_اگر ۱۰۰شاخه گل باعث میشه که دخترکم این قدر خوشحال شه حاضرم این کارو هروز انجام بدم تا دنیام رو داخل لبخندت ببینم ...


قلب سونا دیگر نمیزد او باور کرده بود مردی که وارد زندگیش شده است به معنای واقعی جنتلمن است.....

نامجون ((سرفه ای کرد))

_فکر کنم بهتر بریم صبحانه بخوریم..

_نامجونی من یک کافه اینجا میشناسم شیرینی های خوشمزه ای داره بریم اونجا
..

_هرچی بانو بگه(لبخند)

_حیح...


ادامه دارد^^^^^^^^^^^^^^^^^
دیدگاه ها (۳)

«سوگند عشق»³:partصبح، آرامتر از همیشه از راه رسید. نور طلایی...

رز آبی پارت ۲۴

هوا کم‌کم رو به تاریکی می‌رفت و نور نارنجی غروب از پنجره‌های...

گل خونی پارت 50- باشع خداحافظ عزیزمجونگکوک گوشی رو قطع کرد ر...

{محکوم به لمس } part ۱۴ 杂交种 هوای دلپذیر صبح آمیخته به بوی ش...

part ۴۰جونگکوک« خوب بیا از این طرف آهان رسدیم»& وایی اینا خی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۵._ حالا با یه بچه،...

part nine ::⚜️🚬⚜️🚬⚜️🚬⚜️🚬⚜️🚬⚜️🚬⚜️🚬⚜️🚬⚜️🚬⚜️🚬⚜️🚬ا.ت خندش گرفت :...

رمان دختر خاص ات تقریباً خوابش برده بود. چشماش نیمه‌باز بود،...

رز ابی من ♡:)part.5.(اول عکسا بعد بخش چهارم )بخش چهارم ♡~~ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط