کوچه بالایی دختری میشینه که دلش مثه دل من عاشقه

کوچه بالایی دختری میشینه که دلش مثه دل من عاشقه
میگه با چشاش قدرمو میدونه میدونم که با دل من صادقه
وقتی میشینم پای صحبتش حرفای شیرینی داره
من از اون چشاش میخونم که قلب مهربونی داره
غنچه ی لباش حالت چشاش روی محجبینی داره
بالای چشای خوشگلش ابروی کمونی داره
میگن اسمش که مهساست
چشاش همرنگ دریاست
ببین چشماش چه زیباست
ببین قدش چه رعناست
میگن اسمش که مهساست
چشاش همرنگ دریاست
آره اسمش که مهساست تنش برگ گل یاس
وقتی صدای پاش میاد صدای خنده هاش میاد
عشوه و ناز و اداش هرجا میره باهاش میاد
وقتی که از سفر میاد صدای زنگ در میاد
تو شب تار دل من اون.مژده ی سحر میاد
میگن اسمش که مهساست
چشاش همرنگ دریاست
ببین چشماش چه زیباست
ببین قدش چه رعناست
ببین اسمش که مهساست
چشاش همرنگ دریاست
آره اسمش که مهساست تنش برگ گل یاس
دیدگاه ها (۳)

بازیِ مرگ (The Game of Death)Part:1مین هان:قربان شما نمی‌فهم...

.

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

مافیای عزیز منp8

سناریو ساکورا تک پارتی

ابلیس

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

stolen

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۶ (از زبان راوی) مکان ...

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط