هیچ کس اشکے براے ما نریخت
هیچ کس اشکے براے ما نریخت
هر کہ با ما بود از ما مے گریخت
چند روزے هست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روے زمین زل مے زنم
گاه بر حافظ تفال مے زنم
حافظ شیراز فالم را گرفت
یک غزل آمد کہ حالم را گرفت
ما ز یاران چشم یارے داشتیم
خود غلط بود آنچہ مے پنداشتیم
هر کہ با ما بود از ما مے گریخت
چند روزے هست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روے زمین زل مے زنم
گاه بر حافظ تفال مے زنم
حافظ شیراز فالم را گرفت
یک غزل آمد کہ حالم را گرفت
ما ز یاران چشم یارے داشتیم
خود غلط بود آنچہ مے پنداشتیم
- ۶۹۲
- ۱۱ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط