چـــــشم از قـــــلب شڪایت ڪرد .

چـــــشم از قـــــلب شڪایت ڪرد .

گفـــــت :

تو عاشـــــق میـــــشوے و مڹ

اشڪ میریـــــزم .

قـــــلب گفـــــت:

تو نـــــگاه میڪنے و مڹ درد

میـــــڪشم !!!!

💞 سیاه پوووووش💞
دیدگاه ها (۱۴)

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

#قولی_که_شکست ###پارت ۴ صدای مامان تهیونگ امد ﷼تهیونگ پسرم ب...

من خیلی این آهنگ دوست دارم

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 2 | مرد عنکبوتی سیاهکه یهو....تَق!صدای برخورد چیزی ب...

رمان تاجی از سوءتفاهم

عشق مافیا:))پارت یازده تهیونگ : باز داری ات و نگاه میکنی؟جون...

غـزل بانـوی مـهر آئین بنــازم روی ماهت را به عطر زلف مشکینت ...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷⁴توی راه برگشت به خونه، جیمین با اخم و سکوت، پش...

پارت سیزدهم — خواهرآرینا به دختر خیره شده بود.«خواهرم...؟»دخ...

جنگل نفرین شده پارت ۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط