{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤️گفتگوی شبانه با حضرت دوست❤️

❤️گفتگوی شبانه با حضرت دوست❤️

الهـــ❤️ــے

نمیدانم کُجا ؟ کِی ؟ کدام روز ؟
چه شد؟
که یادت از دَستم افتاد

و حـاصِلَش تمــــام زمین خوردن هـــایم استـــ...

دلم میخواهد آرام
صــــدایت کنم :
" اللّهُـــمَّ یا شاهــدَ کُـلِّ نَّجــوی "
و بــــگـویم :
تو خود آرامشی
و من خـودِ ،خـودِ بــے قــــــرار

آرام صـــدایم کــــــن
دیدگاه ها (۱)

Seven

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

part 11

سایه ای در راهروهای نقره ای

از همان روز اولی که باجی را دیدی، فهمیدی قرار نیست هیچ‌چیز د...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت: 9 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**جنگ‌های دبیرستانی همیشه از...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑧من در سرزمینیکه تو را در آن نب...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط