{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترک رو به من کرد و گفت : واقعا آقا ؟!

دخترک رو به من کرد و گفت : واقعا آقا ؟!
گفتم: ببخشید چی واقعا ؟!
گفت: واقعا شما بچه بسیجی ها از دخترای چادر به سر بیشتر از ما خوشتون میاد !
گفتم: بله
گفت: اگه آره، پس چرا پسرایی که از ما ها خوششون میاد از کنار ما که میگذرند محو ما میشن، ولی همین خود تو و امثال تو از چند متری یه دختر چادری که رد میشید فقط سر پایین میندازید و رد میشید !
گفتم: آره راست میگی ، سر پایین انداختن کمه !
گفت: کمه ؟ ببخشید متوجه نمیشم ؟
گفتم: برای تعظیم مقابل حجاب حضرت زهرا(س) باید زانو زد حقا که سر پایین انداختن کمه ..!
دیدگاه ها (۴)

#بسم_الله_الرحمن_الرحيم  

ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻫﻨﻮﺯﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﭙﺮﺳﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﯼ ﻋﺸﻖ...

#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها مانده‌ام لحظه‌ی پیچیدن عطر تو به ...

تو نورنور علی نورخالق النور ی

برده عمارت جئون

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۲ *رویا*اون خیلی جذابه ؟ اره خیل...

پارت هیفده

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۳۸ ویو لیا ـنور ک...

[عمارت عشق] part: 2 به سمت اون خانم رفتم. چویا:«خانم دازای س...

رمان آرام باش

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p13 ویو مین دا صبح با بر...

ازدواج اجباری...p⁶(end)موهاش رو گذاشتم پشت گوشش و گفتم:"این ...

رمان

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت اول: برخوردِ تقدیر[دیدگاه تهیونگ]سلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط