My nurse

Part 12

(ویو جئون جونگ کوک)

+ خب بعد میریم اسلحه های قلابی رو با اسلحه های واقعی جابه‌جا میکنیم هوم؟
نظرت چیه؟

× خوبه خوبه حالا دیگه پاشو برگردیم عمارت تا فردا زود بیدار بشیم.

+ باشه.

بلند شدیم و رفتیم بیرون از بار و سوار ماشین شدیم و رفتیم عمارت...

(ویو فردا صبح><ویو جئون جونگ کوک)

با صدای آجوما که داشت تکونم میداد بیدار شدم...

~ ارباب وقتشه که بیدار بشید باید برین فرانسه.

+ هوم باشه میتونی بری.(سرد)

~ چشم.

و رفت...

بلند شدمو رفتم حموم و یه دوش ده دقیقه ای گرفتم و اومدم بیرون...

موهامو سشوار کردم و بهش حالتی دادم

لباسام رو پوشیدم(اسلاید بعدی)

ساعتم رو دستم کردم و پیرسینگ لب و ابرو و گوش هامو زدم...

یه عطر خوشبو و همچنان تلخ رو زدم...

از اتاقم خارج و به سمت راه پله حرکت کردم...

از عمارت بیرون رفتم و توی ون نشستم ، چمدون و اینجور چیزا آماده تو ون گذاشته بودن...

راننده حرکت کرد و از حیات عمارت خارج شد...

( یه نکته بچها:توی پارت قبلی جونگ کوک گفته بود که تهیونگ هم باهاش بیاد و نقشه ریختن جونگ کوک اونجا از لحاظ شوخی به تهیونگ گفت که باهاش بیاد و تهیونگ قرار نیس که به فرانسه بره و نقشه هم که ریختن تهیونگ از همین کره جنوبی همه چی رو اداره میکنه)

(ویو بعد از رسیدن به فرود گاه)

راننده پیاده شد و برام درو باز کرد و پیاده شدم...

(ویو ده دیقه بعد)

روی یکی از صندلی های هواپیما نشستم...

چند ثانیه بعد هواپیما بلند شد و کم کم سئول هی کوچک و کوچکتر میشد...

ادامه دارد...........👻🤡

حمایت یادتون نره قشنگا🥰😘❤️🫠
دیدگاه ها (۱۹)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ⁷⁰ویو: اتچند روز از مرگ بابا گذشت...

پارت ۴۲

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

### پشت نقاب عشق 💗**پارت اول از هفت پارت****نویسنده: جئون جن...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ²ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط