بنوازم که به سنتور دلم ضربهٔ مضراب ، کم است

بنوازم که به سنتور دلم ضربهٔ مضراب ، کم است
ناز شصتت بزن از بارش دل چارهٔ این ساز ، نم است

کوک باران تو امشب چه هوایی و چه حالی دارد
بزن ای جام عسل ساز دلم تشنهٔ یک جام و دم است

بزن از شور و همایون و هم آواز بیاتم کَمَکی
که دو روزیست هم آواز دلم نغمهٔ بیداد و غم است

کوک کُردم کن و مضراب ترنم بزنم بیش ز پیش
که به مضراب تو شب ، پردهٔ آواز سحرگاه بم است

وه چه شلاق تو بر خیمهٔ سنتور دلم شیرینست
بزن ای ساحره بر جان من این شور غریبانه کم است

بزن ای جان نفس بر تن ساز و دل بیمار « کویر »
که شب است و دل سازم گرو یک نفس و یک کَرَم است ...
دیدگاه ها (۹)

🌸صبح شد،🌺 یک آسمان پرواز می خواهد دلم🌸بهترین، 🌺زیبا ترین آغا...

عاشقانه های شبنم

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

اجبار به بدبختی پارت ۲۶

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

پارت 10کوک لباسشو دراوورد و دوباره سمت لبام حمله ور شد. مکای...

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط