‏پسر پابلو اسکوبار گفته "یه بار که در حال فرار بودیم بابا

‏پسر پابلو اسکوبار گفته "یه بار که در حال فرار بودیم بابام برا این که گرممون کنه حدود دو میلیون دلار اسکناسو اتیش زد"
اونوقت من شبا که می‌خوابم بابام با لباس چریکی سینه خیز میاد بخاری اتاقمو خاموش میکنه :|
دیدگاه ها (۱)

نام رمان (عشق میان ما

Part 8

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

قهرمان من پارت ۲ (بنظرم آخرش چرت شد)

برده احساسات Part2

خشن اما مهربون

پارت ۶۳ زندگی با بی تی اس جونگ کوک : من گشنمه بریم ناهار بخو...

فیک (عشق رویایی) پارت 1زندگی گذشته ا.ت :ماجرا به 10 سال پیش...

fake kookpart*4کوک بهم پیام دادهکوک: رسیدی عزیزما/ت: آره رسی...

ازدواج اجباری♥ p4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط