برده احساسات Part2
کلی براش زحمت کشیدماااا پس حمایت کنید😐✨
+هوففففف امروز چقدر خستم خواستم برم بخوابم ک زنگ در زده شد
~باز کن دیگههههه(با داد)
+وایییی بابامهههه(رفت باز کرد)
+سـ... لـ... ام(سلام)
~برو گمشو لباس بپوش بیا بریم بار
+بـ...اشه
رفتم یه لباس تنم کردم(میزارم)
و رفتم پایین کفشامو پوشیدم
تو ماشین چیزی بینمون رد و بدل نشد تا رسیدیم بار
تو بار
~اوففف چه بدنی
+(بدو فرار کرد)
اخیشششش نزدیک بودااا مثل دفعه قبل شه
فلش بک
ویو ا/ت
رفتم بالا تو اتاقم میخواستم بخوابم ک بابام با حالت مست اومد سمتم برد تو اتاق خودش و روی تخت پرتم کرد و روم خیمه زد باورم نمیشد
داشت لباسامو جر میداد ک هلش دادم و فرار کردم به اتاق خودم و درو بستم
زمان حال
همینجوری نشسته بودم ک یه دختر اومد سمتم
(خبببب اون دختره مینجی هستش ک قراره دوست ا/ت شه علامتش:& هستش و همسن ا/ته مامان و باباش طلاق گرفتن و مامانش مینجی رو نمیخواست پس باباش نگهش داشت)
&چیشده چرا نارحتی؟
+هیچی فقط یکم خوابم میاد(مث من همیشه خوابش میاد😂)
&جعررررر
+ولی تو درس میگی یکم ناراحتم هستم
&عه واس چی¿
+(کل اتفاقاتی ک براش افتاده رو تعریف میکنه)
&هومممم منم مث توعم (اینم اتفاقاتی ک براش افتاده رو تعریف میکنه)
+هعییی
&آشنا شیم¿ من پارک مینجی هستم (مینجی دخترعموی جیمینه)
+هوم منم ا/ت هستم خش
راستی تو با جیمین فامیلی چیزی هستی¿
&عع تو اونو از کجا میشناسی من دختر عموشم
+(ماجرای صبح رو براش تعریف میکنه)
&ععععع هم کلاس هم هستیم ک
+چه خوببب
(کلی باهم حرف زدن و خندیدن ک...)
+هوففففف امروز چقدر خستم خواستم برم بخوابم ک زنگ در زده شد
~باز کن دیگههههه(با داد)
+وایییی بابامهههه(رفت باز کرد)
+سـ... لـ... ام(سلام)
~برو گمشو لباس بپوش بیا بریم بار
+بـ...اشه
رفتم یه لباس تنم کردم(میزارم)
و رفتم پایین کفشامو پوشیدم
تو ماشین چیزی بینمون رد و بدل نشد تا رسیدیم بار
تو بار
~اوففف چه بدنی
+(بدو فرار کرد)
اخیشششش نزدیک بودااا مثل دفعه قبل شه
فلش بک
ویو ا/ت
رفتم بالا تو اتاقم میخواستم بخوابم ک بابام با حالت مست اومد سمتم برد تو اتاق خودش و روی تخت پرتم کرد و روم خیمه زد باورم نمیشد
داشت لباسامو جر میداد ک هلش دادم و فرار کردم به اتاق خودم و درو بستم
زمان حال
همینجوری نشسته بودم ک یه دختر اومد سمتم
(خبببب اون دختره مینجی هستش ک قراره دوست ا/ت شه علامتش:& هستش و همسن ا/ته مامان و باباش طلاق گرفتن و مامانش مینجی رو نمیخواست پس باباش نگهش داشت)
&چیشده چرا نارحتی؟
+هیچی فقط یکم خوابم میاد(مث من همیشه خوابش میاد😂)
&جعررررر
+ولی تو درس میگی یکم ناراحتم هستم
&عه واس چی¿
+(کل اتفاقاتی ک براش افتاده رو تعریف میکنه)
&هومممم منم مث توعم (اینم اتفاقاتی ک براش افتاده رو تعریف میکنه)
+هعییی
&آشنا شیم¿ من پارک مینجی هستم (مینجی دخترعموی جیمینه)
+هوم منم ا/ت هستم خش
راستی تو با جیمین فامیلی چیزی هستی¿
&عع تو اونو از کجا میشناسی من دختر عموشم
+(ماجرای صبح رو براش تعریف میکنه)
&ععععع هم کلاس هم هستیم ک
+چه خوببب
(کلی باهم حرف زدن و خندیدن ک...)
- ۹.۳k
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط