سناریو
#سناریو
سناریو:وقتی تو دوران PMS هستیم
دراکو🐍🍏این بچه اومده بود تا گربتو بده بهش غذا بدی تا اومد اتاقت تو با عصبانیت گفتی:چیه؟! چرا اومدی تو اتاق من؟! گمشو بیرون
دراکو:😬😳
تام🖤🚬:اومده بود بگه که دیگه توی مهمونی اون لباس کوتاهِ لعنتی رو نپوشی تا اومد باهات بحث کنه تو گفتی:ببیننننن... من اعصاب مصاب ندارما! ی آواداکداورا میزنمت خلاصت میکنم ها!🤬
تام:هوی! این وردِ مخصوص منه ها! آواداکداورا میزنمت ها!
ریگولوس🤍:اومده بود اون پیشی کوچولویی که خریده رو بدبخت بهت نشون بده قشنگ ریدی بهش!
ریگی: ... ببین...
ا/ت بین حرفش پرید و تند گفت:فقط خفه شو نمی خوام ببینمت!😠
این بچه هم حالتو درک کرد اومد و آره بغلت کرد و برات خوراکی خرید تا حالتو بهتر کنه🥰(آخ مامان فداتشه🤭)
انزو❤️:اومد یکم سر به سرت بزاره هیچی دیگه ا/ت همچین با این مظلوم رفتار کرد انزو تا یک ماه شوخی و اذیتت نمیکرد😅😆
تئو🧡:تئو می خواست بغلت کنه تو اونو هل دادی و گفتی:برو بابا! 😒
هیچی دو روز بعد ا/ت پشیمون شد چون از اون موقع به بعد تئو باهاش حرف نزد!😍🤣
اسنیپ🥶: هیچی فقط چون سر کلاس معجون سازی زدی کل کلاسو ترکوندی😆اومده بود بهت بگه که کلاس من دیگه ظرفیت نداره تا دوبار بترکه😂💥اومد تو اتاقت ا/ت گفت:برووو بیروننننن تا نیومدم همون معجوناتو تو دهنت نکردم
اسنیپ با آرامش اومد بغلت کرد و با معجون آرومت کرد🥺(الهی بچم)
خب بچه ها امیدوارم خوشتون اومده باشه چون اولین سناریوم بود 😅😁
سناریو:وقتی تو دوران PMS هستیم
دراکو🐍🍏این بچه اومده بود تا گربتو بده بهش غذا بدی تا اومد اتاقت تو با عصبانیت گفتی:چیه؟! چرا اومدی تو اتاق من؟! گمشو بیرون
دراکو:😬😳
تام🖤🚬:اومده بود بگه که دیگه توی مهمونی اون لباس کوتاهِ لعنتی رو نپوشی تا اومد باهات بحث کنه تو گفتی:ببیننننن... من اعصاب مصاب ندارما! ی آواداکداورا میزنمت خلاصت میکنم ها!🤬
تام:هوی! این وردِ مخصوص منه ها! آواداکداورا میزنمت ها!
ریگولوس🤍:اومده بود اون پیشی کوچولویی که خریده رو بدبخت بهت نشون بده قشنگ ریدی بهش!
ریگی: ... ببین...
ا/ت بین حرفش پرید و تند گفت:فقط خفه شو نمی خوام ببینمت!😠
این بچه هم حالتو درک کرد اومد و آره بغلت کرد و برات خوراکی خرید تا حالتو بهتر کنه🥰(آخ مامان فداتشه🤭)
انزو❤️:اومد یکم سر به سرت بزاره هیچی دیگه ا/ت همچین با این مظلوم رفتار کرد انزو تا یک ماه شوخی و اذیتت نمیکرد😅😆
تئو🧡:تئو می خواست بغلت کنه تو اونو هل دادی و گفتی:برو بابا! 😒
هیچی دو روز بعد ا/ت پشیمون شد چون از اون موقع به بعد تئو باهاش حرف نزد!😍🤣
اسنیپ🥶: هیچی فقط چون سر کلاس معجون سازی زدی کل کلاسو ترکوندی😆اومده بود بهت بگه که کلاس من دیگه ظرفیت نداره تا دوبار بترکه😂💥اومد تو اتاقت ا/ت گفت:برووو بیروننننن تا نیومدم همون معجوناتو تو دهنت نکردم
اسنیپ با آرامش اومد بغلت کرد و با معجون آرومت کرد🥺(الهی بچم)
خب بچه ها امیدوارم خوشتون اومده باشه چون اولین سناریوم بود 😅😁
- ۱۶.۱k
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط