سناریو

وقتی از بار برمیگردی و بهشون نگفتی و اونا میفهمن









نامجون: الان دقیقا ساعت چنده؟ ( دست به سینه جلوی در منتظرت مونده و از اون نگاهاش میکنه که آدم به خودش... میکنه )

جین: یااااا چرا بهم نگفتی میری بار هاااا اومدم خونه غذاها سوخته بودددد

شوگا: *توی خوابه نازه*

جیهوپ :* باهات قهره*
ا/ت: هوپی باهام قهری؟ چرا حرف نمیزنی ؟ ببخشید دیگه تکرار نمیشه قول(گریه)

جیمین: خب بیب امشب بجای یک راند میکنیم ۶ راند نظرت چیه؟
ا/ت : غلط کردم همین یه دفعه رو ببخش

تهیونگ: خب بنظرت الان باید چه تنبیهی واست در نظر بگیرم؟(و بقیشو با ذهن کثیفتون ادامه بدین😂)

جونگ کوک: کجا بودی؟
ا/ت: بار ببخشید دفعه بعد قول میدم تنها نرم
جونگ کوک:پس تنبیهی تا یه هفته از خونه بیرون نمیری بهت شیرموز هم نمیدم (درحالی که نی شیرموز تو دهنشه )
ا/ت:یاااااا مگه میشه بعدشم مگه تو بهم میدادی که الان شیرموز نمیدی؟
دیدگاه ها (۱)

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

پسر بد (65)

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط