rain of love (3)

حرفنشسته بودم سرم تو گوشیم بود که یکی اومد داخل
چارلی . سلام😁
وگی. ای بابا 🙄😮‍💨😒
آنجل . چی شده ..........هاااان تو.😧

شروع
آنجل
الستور . سل....
وگی در رو محکم بست
چارلی . ع باز کن
وگی . باش 🙄🙄😒
الستور . سلام از آشنایی با هاتون خوشحالم من الستور هستم
چارلی . سلام 🤩😁
وگی . سلام 🙄😒
آنجل . سلام 😏😊
الستور . ام من می‌خوام یکی از ساکنان این هتل باشم و دوست دارم شریک باشم و داخل رستگاری کمک کنم
وگی . اون وقت چرا شیطانی مثل تو کمک‌کنه
الستور . خب منم ممکنه علایقی داشته باشم و چیز هایی برام جالب باشه
آنجل و چارلی . راست میگه
وگی . هووووووو باش

کلی گذشت و الستور نیستی رو برای تمیز کردن هتل آورد هتل خیلی تمیز تر زیبا تر شده بود .

داخل این مدت چارلی و الستور خیلی با هم جور شده بودن به گمانی وگی هم یکم باهاش کنار اومده بود ‌.
منم مثل همیشه جوری که با بقیه رفتار میکردم با اون هم رفتار میکنم .

این داستان ادامه دارد ...

اگه پارت بعدی رو میخواید بگید
و نظرتون هم‌بگثد می‌دونم یکم بد شد

بای ❤️
بای 📻
دیدگاه ها (۹)

اسم داستان: عشق دیرینه 💗 پارت: 7(پارت اخر) واکس تفنگش را ب...

ترکم نکن

در آغوش تو. پارت چهارملوسیفر با تردید گفت : الان مادرت کجاست...

داستان: عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۱۱(از زبون راوی)اهم اه...

اسم داستان: تاریکی درون لوسینپارت: 1لوسین داشت تو جهنم قدم م...

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

قسمت 13صبج روز بعد فرا رسید ث همه با صدای آزاردهنده دارکوب ش...

#عشق در نگاه او part 3 من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ...

عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۰ (از زبان راوی )چند ساعتی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط