تو می ترسی کسی ما رو کنار هم ببینه
تو می ترسی کسی ما رو کنار هم ببینه
تو می تونستی و نخواستی،همه ی دردم همینه...
همه ی حرف من اینه که چرا از چشمت افتاد
اونکه بی اشاره ی تو دل به جاده ها نمی داد...
بی تو بدبینم به جاده،به کسی که توی راهه
بی تو شیرینی لبخند روی لبهای من گناهه...
از خیالشم میترسم که ببینمش کنارت
یه کسی که تا دلش خواست،سر رو شونه هات بزاره...
حالا باقی رهایی منو احساسم همینه
دلتنگتم غروبا پای پنجره بشینه....
دلخوشیم یه ابر تیره ست که هوای منو داره
آخه از سیاه ترین ابر بهترین بارون می باره...
بی تو تکلیف من اینه مشقای خاطره بازی
باقی عمری که باید با بد و خوبش بسازی....
با بد و خوبش بسازی.....
تو می تونستی و نخواستی،همه ی دردم همینه...
همه ی حرف من اینه که چرا از چشمت افتاد
اونکه بی اشاره ی تو دل به جاده ها نمی داد...
بی تو بدبینم به جاده،به کسی که توی راهه
بی تو شیرینی لبخند روی لبهای من گناهه...
از خیالشم میترسم که ببینمش کنارت
یه کسی که تا دلش خواست،سر رو شونه هات بزاره...
حالا باقی رهایی منو احساسم همینه
دلتنگتم غروبا پای پنجره بشینه....
دلخوشیم یه ابر تیره ست که هوای منو داره
آخه از سیاه ترین ابر بهترین بارون می باره...
بی تو تکلیف من اینه مشقای خاطره بازی
باقی عمری که باید با بد و خوبش بسازی....
با بد و خوبش بسازی.....
- ۱.۷k
- ۰۲ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط