امشب از مستی دیدار رخت لبریزم

امشب از مستی دیدار رخت لبریزم
مستم و شعر و غزل را سر هم می ریزم
🍷 🍃 ♥ ️
شوق و شور و شعف و شادی و شب بیداری
شکر دیدم به دو چشمم شهِ شورانگیزم
♥ ️🍃 🍷
بغلم کن که بریزد تب و دلواپسی ام
تنت آرامش محض و نفست تب ، ریزم
🍷 🍃 ♥ ️
بوسه و شیطنت و مستی و آغوش و نگاه
در کنار تو پر از حس خوش پاییزم
♥ ️🍃 🍷
کاش هر شب تو بیایی به سر بالینم
تا ببینی که بدون تو چه باران خیزم
🍷 🍃 ♥ ️
هیچ در دست ندارم که کنم پیشکشت
این تو و این من و این هم غزل ناچیزم
♥ ️🍃 🍷
دیدگاه ها (۲۵)

امشب از مستی دیدار رخت لبریزممستم و شعر و غزل را سر هم می ری...

امشب از مستی دیدار رُخَت لبریزممستم و شعر و غزل را سر هم می ...

امشب از مستی دیدار رُخَت لبریزممستم و شعر و غزل را سر هم می ...

امشب از مستی دیدار رُخَت لبریزممستم و شعر و غزل را سر هم می ...

امشب از مستی دیدار رُخَت لبریزممستم و شعر و غزل را سر هم می ...

وقتی کنارم نیستی از درد لبریزمباید که از این زخم ها قدری بپر...

و در این روزها آن‌قدر از احساس لبریزمکه حتی گاه گاهی در لباس...

من که دلبسته سرمای شب پاییزمدردها دارم و از حس جنون لبریزمما...

عاشقانه

بمان با من که من بی تو شبیه برگ پاییزمتو باشی سبز خواهم ماند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط