{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part:³

part:³

پس رفتمو پیش تهونگ نشستم
_ته ته
(علامتش#)
#چیه
_هوم شنیدی دانش اموز جدید امده
#مگه میشه من خبر دار نشم
_هوم ولی دختره خشگله
#ارع خیلی
_بیا بریم پیششون

منو یونا روی یکی از صندلی های خالی نشسته بودیمو داشتیم باهم حرف میزدیم که دوتا پسر جوون امدن پیشمون
#های بیب
×باز چتونه
#چیزمون نیس امدیم یکم با این جدیده اشنا شیم
_«پوزخند»
×چیش ا.ت پاشو بریم بیرون
_عه عه کجا بشینین سرجاتون
×برو گمشو بابا
#میبینم یادت رفته اخرین بار این زبون درازی چه بلای سرت اورد ها
×هه برو بابا حال داری واسه خودت نمیزارم اون بلا سر این دخترم بیارین
با یونا به سمت حیاط رفتیم یکم باهم دور زدیم
+یونا
×بلع
+اون پسرا کی بودن
×اه خب کیم تهیونگ و جئون جون کوک قلدر های مدرسن و پدراشون رئیسس اینجان
+اون بلایی که گفتی یعنی چی
×خب ولش کن بیا بریم زنگ خورد
+باش بریم
رفتیم تو کلاس
+یونا میگم اون دوتا دخترا کین
×اونا دوست دخترایی تهیونگ جونکوک هسن
+هوم چقدر چغندرن عیش حالم بهم خورد
×هوم منم بدم میاد ازشون هردو فقد دوتا زیر خوابن واسه اینا نمیدوننن که این دوتا با کیا بودن
+عه

«زنگ بعدی»
«هوم ببخشید بقیشو بعدن میزارم»
دیدگاه ها (۴۷)

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

Multi-Part: 2When you were pregnant, you went to the gym wit...

Iove and the moonPart22یونا: میگم کوک فردا شب دوتایی بریم شا...

پارت ۶ وییوی مینهو:وقتی اقای هان اینا رو بهم گفت جا خوردم ا...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت ۱۲تهیونگ: ول کن خواهرمو یونا : ساکت فقط موهاتو ببند مو ...

عشق یا حسرت پارت ۲ شب رفتیم که بخوابیم که برای فردا پر انرژی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط