لاین بسته پارت 1

#جونگ کوک
_توی دفترر پی دی نیم منتظر عضو گروه پسرانه ی ای بی بودم وقتی وارد اتاق شدن از تعجب چشمام چهار تا شده بود
نایون : سلام من لی نایون هستم
فیلیکس : سلام چوی فیلیکس هستم
کای : سلام سئو کای هستم
بی هیون : کیم بی هیون هستم
_ اخه چطور یه دختر توی کمپانی ما اونم عضو گروه تازه دبیو ای بی
جیمین : منم همچنان مثل کوک چشمام چهارتا شد
جین : یا خدا یا موچی و کوک چطور یه دختر توی کمپانی ما
جی هوپ : پرتو های نورم ریخت دختر توی کمپانی مامثل الماس کم یابه
شوگا : دیدم همه دارن از تعجب سرخ میشن ولی چون من شاخم عادی وایستادم
نامجون : یا کی بگم
تهیونگ : کوک
کوک : جانه کوک
تهیونگ : با تو نبودم جان تهیونگ
نامجون : یا جون کوک
تهیونگ : یا جون نامجون و اعضای تی اکس تی


#فیلیکس
_متوجه شدم همه شکه شدن
_نایون
نایون : بله داداش
_ جان
کوک : چی گفت
جیمین : جان
نامجون : بله ؟
جین : این چی گفت
تهیونگ : بله بله این چی گفت ؟
جی هوپ : هان ؟
شوگا : عکسل عمله خاصی نشون نداد
نایون : اه باشه حالا هیونگ میگم که چرا اینا انقدر تعجب کردن مگه توی عمرشون دختر ندیدین ( داری فارسی صحبت میکنی و اعضا میفهمن)
جیمین : به چه زبونی داره صحبت میکنه ؟
کای : فارسی
کوک : اون دیگه چیه ؟
نایون : زبون مادریم
تهیونگ : مگه تو کره ای نیستی ؟
نایون : نه خب پدرم کره ایه و مادرم ایرانی
بی هیون : اونی باهام بیا
نایون : اومدم


#بی هیون
_ اونا چرا انقدر تعجب میکنن خب منم امریکاییم
نایون : توخوبی تو خوشتیپی
_توهم خوبی و خوشگل و جذابی











پایان پارت 1
دیدگاه ها (۰)

نمیدونم ............#بی‌تی‌اس #نامجون #جین #شوگا #جی‌هوپ #جی...

ادامه.....ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد...

#میکاپ_آرتیست_من

سناریو bts(وقتی دستتو میبری ذوق میکنی)«نامجون: وای دستت چیکا...

پارت ۴ زنگ خورد داشتم وسایل رو مرتب میکردم و داخل کیفم میزاش...

سناریو BTS(وقتی می‌خواین برین بیرون ولی بهت گیر میدن)«نامجون...

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

پارت یازده

گل خونی پارت 45جونگکوک و تهیونگ رفتن پایین صبحانه خوردن بعد ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۱ | «حقیقتی که باید گفته م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط