قلدر مدرسه عاشقم شد پارت ۶
ویو نویسنده 🎀
جیمین به کوک یه بطری اب و یه چسب زخم داد.
جیمین: کوک اون کی بود؟ 😶
کوک همانطور که اب می خورد.
کوک: یه عوضی که وانمود میکنه از من خوشش میاد ولی میدونم همش هوسه 😤.
جین: چقدر عوضی 😠.
سوجون: اهه ارههه پسره ی پرو 😠.
شوگا: حالا شما چرا حرص می خورین 😁.
جیمین زد توی بازوی شوگا.
جیمین: رفیقمونه هاا 😝.
جیهوپ: می خوای بریم بگیرم بزنیمش😄.
کوک: لازم نکرده خودم اگه بخوام میرم شاخشو می شکنم 😒.
ولی تهیونگ داشت نقشه می کشید یه جایی این پسره رو گیرش بیاره و فکشو بیاره پایین.
جیمین: راستی کوک چطوری اینقدر خوب زدیش؟ 😬.(منظورش پسرس)
کوک: از بچگی بوکس دوست داشتم کار کردم 😉.
جین: اوووو هنوزم کار می کنی؟ 😊.
کوک: الان تو خونه کار می کنم . 😁
جیمین: اوکی. کوک تا حالا کسی بهت گفته مثل خرگوش می خندی؟ 😉
کوک: نه خیر من اصلا شبیه خرگوش نمی خندم 😠.
جین: اخییی کیوتت (لپ کوکو کشید) 😊
کوک: خودتت کیوتی (خشم خرگوش) 😠
سوجون: عهه بس کنید کوکیو اذیت نکنید 😤.
جیمین: جونننن بابا غیرتو برمم 😁.
جیهوپ: هعیی تو به غیر از من قرار نیست رو کسی غیرتی بشی 😠.
سوجون: باشهه بابا فهمیدم 😄.
جیمین: راستی کوک بیا امشب بریم بار، میای 😉.
شوگا: هعیی تو حق نداری بدون من بری بار منم میام. 😠.
جیمین: باشهه بابا بیا 😤. کوک میای.
کوک: هوم باشه میام 😏.
ته: هوفف منم میام 😏
کوک: تو دیگه چرا 😒.
ته: هومم به تو چه بار و که نخریدی. خریدی؟ 🤨
کوک: اصلا بیا به من چه😝.
جین: پس همه مون شب توی بار سئول همو می بینیم. 😉
همشون باهم:اوکی 👍🏻.
پرش زمانی به شب 💖
کوک یه لباس خوب پوشید عطر هم زد رفت پایین.
یوجین: کوک کجا 🤨.
کوک: میرم با دوستام بیرون زود میام 😉.
یوجین: خیله خب زود بیا 😊.
کوک: باشه.
کوک تاکسی گرفت رفت بار 🌺.
تهیونگ هم از اون طرف لباس خوبی پوشید عطر زد با پسرا رفتن بار ❤.
پرش زمانی به بار💗
کوک دور و اطرافو نگاه کرد دید پسرا همه اون طرف دور هم نشستن منتظرن🎈
کوک رفت سمتشون بچه ها با دیدن تیپش دهنشون وا مونده بود 😮. کوک نشست.
کوک: های پسرا 😊.
پسرا باهم: سلام. ☺️.
تهیونگ با دیدن کوک قلبش روی هزار می زد.
هردو محو هم شده بودن.
جیمین: کوک چه خوشتیپ شدی ندزدنت 😉🫢.
کوک: مرسی همچنین 😁.
گارسون امد.
گارسون: سلام خوش امدید چی می خورید؟ 🙂
شوگا: سلام ممنون برای همه مون یه الکل ۴٠ درصد. 🙂
گارسون: چشم دیگه چیزی لازم ندارید؟ 😊
شوگا: نه مرسی ☺️
گارسون رفت. 🎈
جیمین: هعیی چرا ۴٠ درصد 🫤.
شوگا: جوجه بهتره کم بخوریم چون ممکنه نتونیم جلوی خودمونو بگیریم. یه کاری می کنیم. 😈(نیشخند)
امگا ها سرخ شدن.
الفا ها شروع کردن به خندیدن به کیوتی امگا ها 😂.
وقتی الکل ها رسیدن همشون شروع کردن به خوردن همشون یکم مست شده بودن ولی یکم هوشیاری داشتن.
جیمین: کوک بیا بریم برقصیم (یکم مست) 😊
شوگا: لازم نکرده بشین (یکم مست، عصبی) 😤
کوک: هومم بیا بریم برقصیم (یکم مست) ☺️
تهیونگ کوکو گرفت تا نره برقصه.
کوک: ولم کن (یکم مست) 😤.
ته: بشین سرجات بچه (یکم مست) 😠.
کوک: نمی خوام 😠.
کوک تقلا می کرد از توی بغلش بیاد بیرون که یهووو...
بیا پایین
پایین تر.
بیشتر...
خماریــــــــــــــــــــــــــــــــ
به نظرتون چیشد؟
تا پارت بعد بای. 🖐🏻
🤭😉💖
جیمین به کوک یه بطری اب و یه چسب زخم داد.
جیمین: کوک اون کی بود؟ 😶
کوک همانطور که اب می خورد.
کوک: یه عوضی که وانمود میکنه از من خوشش میاد ولی میدونم همش هوسه 😤.
جین: چقدر عوضی 😠.
سوجون: اهه ارههه پسره ی پرو 😠.
شوگا: حالا شما چرا حرص می خورین 😁.
جیمین زد توی بازوی شوگا.
جیمین: رفیقمونه هاا 😝.
جیهوپ: می خوای بریم بگیرم بزنیمش😄.
کوک: لازم نکرده خودم اگه بخوام میرم شاخشو می شکنم 😒.
ولی تهیونگ داشت نقشه می کشید یه جایی این پسره رو گیرش بیاره و فکشو بیاره پایین.
جیمین: راستی کوک چطوری اینقدر خوب زدیش؟ 😬.(منظورش پسرس)
کوک: از بچگی بوکس دوست داشتم کار کردم 😉.
جین: اوووو هنوزم کار می کنی؟ 😊.
کوک: الان تو خونه کار می کنم . 😁
جیمین: اوکی. کوک تا حالا کسی بهت گفته مثل خرگوش می خندی؟ 😉
کوک: نه خیر من اصلا شبیه خرگوش نمی خندم 😠.
جین: اخییی کیوتت (لپ کوکو کشید) 😊
کوک: خودتت کیوتی (خشم خرگوش) 😠
سوجون: عهه بس کنید کوکیو اذیت نکنید 😤.
جیمین: جونننن بابا غیرتو برمم 😁.
جیهوپ: هعیی تو به غیر از من قرار نیست رو کسی غیرتی بشی 😠.
سوجون: باشهه بابا فهمیدم 😄.
جیمین: راستی کوک بیا امشب بریم بار، میای 😉.
شوگا: هعیی تو حق نداری بدون من بری بار منم میام. 😠.
جیمین: باشهه بابا بیا 😤. کوک میای.
کوک: هوم باشه میام 😏.
ته: هوفف منم میام 😏
کوک: تو دیگه چرا 😒.
ته: هومم به تو چه بار و که نخریدی. خریدی؟ 🤨
کوک: اصلا بیا به من چه😝.
جین: پس همه مون شب توی بار سئول همو می بینیم. 😉
همشون باهم:اوکی 👍🏻.
پرش زمانی به شب 💖
کوک یه لباس خوب پوشید عطر هم زد رفت پایین.
یوجین: کوک کجا 🤨.
کوک: میرم با دوستام بیرون زود میام 😉.
یوجین: خیله خب زود بیا 😊.
کوک: باشه.
کوک تاکسی گرفت رفت بار 🌺.
تهیونگ هم از اون طرف لباس خوبی پوشید عطر زد با پسرا رفتن بار ❤.
پرش زمانی به بار💗
کوک دور و اطرافو نگاه کرد دید پسرا همه اون طرف دور هم نشستن منتظرن🎈
کوک رفت سمتشون بچه ها با دیدن تیپش دهنشون وا مونده بود 😮. کوک نشست.
کوک: های پسرا 😊.
پسرا باهم: سلام. ☺️.
تهیونگ با دیدن کوک قلبش روی هزار می زد.
هردو محو هم شده بودن.
جیمین: کوک چه خوشتیپ شدی ندزدنت 😉🫢.
کوک: مرسی همچنین 😁.
گارسون امد.
گارسون: سلام خوش امدید چی می خورید؟ 🙂
شوگا: سلام ممنون برای همه مون یه الکل ۴٠ درصد. 🙂
گارسون: چشم دیگه چیزی لازم ندارید؟ 😊
شوگا: نه مرسی ☺️
گارسون رفت. 🎈
جیمین: هعیی چرا ۴٠ درصد 🫤.
شوگا: جوجه بهتره کم بخوریم چون ممکنه نتونیم جلوی خودمونو بگیریم. یه کاری می کنیم. 😈(نیشخند)
امگا ها سرخ شدن.
الفا ها شروع کردن به خندیدن به کیوتی امگا ها 😂.
وقتی الکل ها رسیدن همشون شروع کردن به خوردن همشون یکم مست شده بودن ولی یکم هوشیاری داشتن.
جیمین: کوک بیا بریم برقصیم (یکم مست) 😊
شوگا: لازم نکرده بشین (یکم مست، عصبی) 😤
کوک: هومم بیا بریم برقصیم (یکم مست) ☺️
تهیونگ کوکو گرفت تا نره برقصه.
کوک: ولم کن (یکم مست) 😤.
ته: بشین سرجات بچه (یکم مست) 😠.
کوک: نمی خوام 😠.
کوک تقلا می کرد از توی بغلش بیاد بیرون که یهووو...
بیا پایین
پایین تر.
بیشتر...
خماریــــــــــــــــــــــــــــــــ
به نظرتون چیشد؟
تا پارت بعد بای. 🖐🏻
🤭😉💖
- ۴۰.۴k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط