عشق شعور اعتبار كالاى بازار كساد سودا گران در چشم دوست بر

عشق شعور اعتبار كالاى بازار كساد سودا گران در چشم دوست بر ما رفيقان شرم باد. حجرت سرابى بود بس خوابى كه تعبيرى نداشت هركس كه روزى يار بود اينجا مرا تنها گذاشت
دیدگاه ها (۱۲)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

چند پارتی بازی ممنوع

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

Roya:اینجا بجز درد و دروغ همخانه ای با ما نبوددر غربت من مثل...

اینجا به جز درد و دروغ هم خانه ای با ما نبود...درغربت من مثل...

هجرت سرابی بود و بس خوابی که تعبیری نداشت هرکس که روزی یار ب...

اینجا بجز درد و دروغ هم خانه ای با ما نبود در غربت من مثل من...

اينجا به جز درد و دروغ...همخانه‌اي با ما نبود...در غربت من.....

اينجا بجز درد و دروغ هم خانه اي با ما نبود در غربت من مثل من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط