{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍ 🏻 #گنـدم

✍ 🏻 #گنـدم

‍ هرچه در این مشرق‌زمین
کوشیدم روبروی آینه
و بر روی دو صندلی
«زن» و «آزادی» را
کنار یکدیگر ولی
به مهربانی بنشانم
بیهوده بود و همیشه
واژه‌ «مردم» به زور
می‌آمد و تسبیح به‌دست
خود به جای زن می‌نشست...

🍁 #شیرکو_بیکس

@gandoom_h 🌾
دیدگاه ها (۵)

P5 ماشین آخرین خودرو از کاروان بود.طناز در تمام مسیر، خودش ر...

هرچه در این مشرق‌زمین،کوشیدم روبروی آینه،و بر روی دو صندلی،و...

به مناسبت روز جهانی رفع خشونت علیه زنان"زن و آزادى"هرچه در ا...

زن وآزادی هرچه در این مشرق زمینکوشیدم روبروی آیینهو بر روی د...

✨ Part ¹⁴ : تقاصِ ابریشمی ✨ وقتی ماشین به عمارت رسید، جونگ‌ک...

بسم الله الرحمن الرحیم خاطره ای ازحاج آقا قراءتی در مورد نما...

چند پارتی. کوک. ( ۶ ) ( فردا صبح ) آه باز یه روز ...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 #آیه_های_جنون#قسمت_چهل_...

ای‌ که‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط