فیکجونگکوکتاتهمائه

فیک‌جونگکوک:تاته‌مائه
part⁴²

*یک سال بعد*

زندگی بیشتر زوجا بعد ازدواج به خوبی خوشی میگذره
ولی چرا این دوتا اینقدر زجر؟

از خواب بیدار شد
روی تخت نشست
صفحه‌ای گوشیش پشت سر هم روشن خاموش میشد

باز همون!
خودش باعث طلاق شون شد بعد حالا میگه برگرد؟

گوشیشو برداشت و کامل خاموشش کرد
از دستش کلافه شده بود
از این کاراش

از همه جا بلاکش کرده بود ولی بازم دست از سرس برنمی‌داشت

' برگردم؟'
'عمرا!'
'بعدا از اون کاری کرد هیچ وقتیشش برنمیگردم'

وارد سرویس شد
جلوی اینه ایستاده
و دوباره
گریه کرد
اشکانی که بعد از چند ماه بازم هم تمامی نداشتن ولی بی دلیل هم نبودن

و گریستم..
به یاد..
تمام رویاهایی که
تا می‌خواستیم نوازششان کنیم پژمردند..

یه بزرگی یه بار گفت:《آدما وقتی نارحتن گریه نمیکنن وقتی تحت فشار روانیه‌اَند اشک میریزن》

به یاد آورد
تمام وعده های پوچ و بیهوده اَش
گفت خوشبخت‌ت میکنم ولی بقدری به غماش اضافه کرد که به یاد اون ها خندید

و آن کس نمی‌دانست برای کدامین غمش گریه کند؛قهقهه زد . . .

حاظر شد
حاظر برای درمان
برای وارد شدن به مکانی که هیچ وقت فکرشو نمی‌کرد روزی بخواد به اینجا بیاد

در زد و با صدای دکتر وارد اتاق شد
هیچ وقت حرفایی دکتر براش کاری نمی‌کرد نه از غماش کم میکرد نه بهترشون

روی صندلی نشست

" صبح بخیر "a.t

دکتر: صبح بخیر ، چطوری؟

" مثل همیشه تغییری نیست "a.t

دکتر: جونگکوک چی؟ بازم بهت زنگ میزنه؟

" شب روز از خط های مختلف ، مطمعنم که آدم گرفته حواسشون بهم باشه "a.t

دکتر: خب این یعنی چی؟

" یعنی آزار نه قبل طلاق راحتم میذاشت نه الان نمیتونم راحت یه روز رو سر کنم "a.t

دکتر: نه ا.ت این آزار نیست ، عشقه

خندید از شنیدن‌کلمه‌ای عشق

" عشق؟ هع کدوم آدم عاقلی به غمای معشوقش اضافه میکنه "a.t

دکتر: خب ا.ت ابراز احساسات اون اینجوریه

" اینجوری که بچه‌ای خودشو بکشه... "a.t

" اون به بچه‌ای خودشم رحم‌نکرد چه برسه به من ... "a.t

..به میز روبه‌روش خیره شد
مثل همیشه بغض داشت گلوشو حفه می‌کرد ولی حرف زد

" من حامله بودم بهش گفتم زیاد مشروب نخور مست میشی نمیتونم‌کاری کنم گوش نکرد کار خودشو کرد گفت چیزیم نمیشه ولی مست شد ازم رابطه میخواست از منی که حامله بودم‌ .. به زور... بچه مو کشت (فهمیدید دیگه منظورمو؟) "a.t

دکتر: میدونم ا.ت میدونم

" پس‌چرا بازم‌ میگی عاشقه .. اون بچه مو گرفت ولی بازم پیشش موندم ، موندم که بهم خیانت ... ای کاش هیچ وقت نمی‌رفت توی خونه و اونو با یه زن دیگه میدیدم باید از همون اول ترکش میکردم "a.t

دکتر: ولی ا.ت اون که گفت مست بوده!

" وقتی میدونه توی مستی چیزی حالیش از اون بهتر که نخوره "a.t

دکتر:گلم اون پشیمونه

"پشیمونی اون به هیچ دردم نمیخوره ... "a.t
دیدگاه ها (۱۷)

داستاناشو میدونم ولی اصلا بازی نمیکنم بنظرم خیلی چرت و مسخرس

فیک‌جونگکوک: تاته‌مائه part⁴¹_دو روز بعد_خانواده جئون یک مهم...

چند پارتی از تهیونگ

وقتی حامله بودی ولی بچه رو بدون اجازه شون سقط میکنی(درخواستی...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۲۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط