{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچه در این مشرق‌زمین،

هرچه در این مشرق‌زمین،
کوشیدم روبروی آینه،
و بر روی دو صندلی،
واژه‌های «زن» و «آزادی» را،
کنار یکدیگر ولی،
به مهربانی بنشانم،
بیهوده بود و همیشه،
این واژه‌ی «مردم» به زور،
می‌آمد و تسبیح به‌دست،
خود به جای زن می‌نشست.

#کردستان #اورامان_تخت #مسجد_جامع
دیدگاه ها (۱)

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁶﴿ویو تهیونگ﴾همه‌چیز در یک لحظه متوقف ش...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۱)

کپشن 🙏👇اینکه یک گناه در جامعه رواج فراوانی داشته باشد دلیل ب...

« مردِ خواستنی، زنِ خواهان » ‌ در زمان‌هایی نه‌چندان دور، ...

Borrowed LifePART 1ساعت ۷:۳۰ صبح...-+خاموش شوووو... 😩لینا دس...

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

شجاعت در سایه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط