نام فیک: پشیمانی پارت 25

اون ی زندگی جدید شروع کرده وقتشه منم ی زندگی جدید با بچهام شروع کنم.
 
ویو نامجون

از لینا مدارک زیادی جمع کردم و میخوام ازش شکایت کنم. واقعا برای خودم متاسفم چجوری تونستم اونکارا رو با ا. ت کنم،  یکی از دوستام داره کمکم میکنه ا. ت رو پیدا کنم و بهم گفت پیش برادرش نمیدونم چرا به ذهنم نرسید پیش جیمین رفته.

چند وقت بعد

امروز از لینا طلاق گرفتم و لی جونگ هم توی دادگاهمون بود. سعی کردم بهش اهمیت ندم. یکی از آدمام داره از لی جونگ جاسوسی میکنه و هر روز برام اطلاعات میاره. فردا جشنواره ی برترین مدیرانه و قراره اونجا شرکت کنم.

ویو ا. ت

فردا جشنواره ی برترین مدیرانه و من دو روزه اومدم کره با بچهام. جیمین هم باهام اومده که کنارم باشه باهم بریم جشنواره نگرانم که شاید نامجون بیاد و منو بچهامو ببینه.

پرش زمانی به فردا عصر

از زبان ا. ت

من و جیمین آماده شدیم من ی پیراهن بلند مشکی پوشیدم  و جیمین کت شلوارمشکی پوشید،جیمین سوجین رو بغل کرد من سئوجون رو. رفتیم تاکسی گرفتیم و رسیدیم اونجا، اگه جیمین رو برادرم معرفی نمیکردم همه فکر میکردن شوهرمه. به همه سلام کردیم و رفتیم نشستیم ی گوشه...... 


#بی_تی_اس #سناریو #فیک #نامجون #کیوت #کبپاپ
دیدگاه ها (۲۷)

سرنوشت پارت (۱۲)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط