وقتی جفتتون مافیا بودین
پارت سوم
هان ویو
با سونگ جه چانگ سو و رئیسمون آقای لی مشغول خوردن سوجو بودیم که آقای لی بحث باند بلک کیلر رو وسط کشید
(علامت آقای لی@)
@هی پسرا میدونید که باند بلک کیلر دقیقا رتبه دومه و بعد از ماست
(علامت سونگ جه! علامت چانگ سو&)
!اوه خدای من اعضای اون باند خیلی رو مخمن هروقت منو میبینن بهم احترام میزارن و بهونه زدنشون از دستم در میره
&هی این احمقو تو از اونا بالاتری اگه بزنیشون مشکلی برات پیش نمیاد
(علامت هان-)
-بیخیال منم ازت بالاترم میخوای بزنمت؟
&!@(خنده)
@ولی میدونید خیلی نگرانم
-بیخیال رئیس نگران چی؟
@یکی توی اون باند هست که خیلی منو میترسونه کیم چائه وو تنها دختر مافیاییه که تونسته تو مدت زمان کم آنقدر پیشرفت کنه و اصلا برای کارش با هیچکس شوخی ندارد شایعاتی دربارش شنیدم که خیلی اونو بزرگ و قدرتمند جلوه میده شنیدم جانشین آقای چا انتخاب شده به هرحال یه دختر ۲۰ ساله با اینهمه سابقه و آدم کشی خطرناکه نه؟
!بیخیال رئیس حتی اگه بتونه از بقیه محافظا رد بشه بازم نمیتونه از ما رد بشه و به شما برسه مکه نه هانا؟
-اون که آره ولی میدونید چیه خیلی مشتاقم تا توی اتاق شکنجه خودم به حسابش بریم
ویو چائه وو (روز عملیات)
امروزم مثل هر روز کارامل کردم و لباسمو پوشیدم اما نه همون کت شلوار مشکی قدیمی یه کت و جلیقه شرابی رنگ از کمدم بیرون آوردم و تنم کردم و به سمت مخفیگاه مون راه افتادم و بعد از برداشتن همون ۲۰ نفری که مد نظرم بودن به سمت مخفیگاه باند بلک کیلر راه افتادم قرار بود همون اطراف کمین کنیم تا شب بشه و اوضاع رو چک کنیم پس همه توی ون های مسخره و ماشینهای مدل پایین دورو بر مخفیگاهشون کمین کردن و منتظر موندم.من و یکسری هاهم به عنوان شهروند عادی داخل ساختمون رفتیم. پوشش باند رد فلگ یه شرکت بیمه بود که واقعا عالی بود و جای تحسین داشت اما نکته مزخرفش اعضای باند رد فلگ بودن که به طرز مسخره ای کاملا معلوم بود که کارکن شرکت بیمه نیستن و مافیان مثل اینکه رئیس چا راست میگفت دیگه نمیتونستم صبر کنم دیدن اینکه چند تا احمق جلوی چشمم هی بالا پایین میپرن و فک میکنن که خیلی بازیگرای خوبی هستن اعصابم و به هم میریخت پس به جای اینکه وقتمو برای نقش کسی رو که میخواد کار های بینش رو انجام بده هدر بدم به سمت کسایی رفتم که فکر میکردم بازیگرای معرکه ای هستن
+اوه سلام آقایون شما کارکنان اینجا هستید درسته
مرد۱:در واقع کارمون محافظته
+میله خب پس مثل پلیس میمونی (خنده)بیخیال از طرف یه شرکت مالیاتی اومدم میتونم چند دقیقه وقتتونو بگیرم
مرد۲:اوه حتما
+خب پس چند دقیقه هر سه تا تون با من تشریف میارن بیرون خیلی ممنونم
پست ساختمون رفتیم و تو ام تا میتونستی اون سه نفره کتک زدی و بیهوششون کردی اما دیگه نمیخواستم توی اون شرکت بشینی میخواستی بری توی ماشینتون اطلاعات بیشتری درباره این باند جمع کنی
هان ویو
با سونگ جه چانگ سو و رئیسمون آقای لی مشغول خوردن سوجو بودیم که آقای لی بحث باند بلک کیلر رو وسط کشید
(علامت آقای لی@)
@هی پسرا میدونید که باند بلک کیلر دقیقا رتبه دومه و بعد از ماست
(علامت سونگ جه! علامت چانگ سو&)
!اوه خدای من اعضای اون باند خیلی رو مخمن هروقت منو میبینن بهم احترام میزارن و بهونه زدنشون از دستم در میره
&هی این احمقو تو از اونا بالاتری اگه بزنیشون مشکلی برات پیش نمیاد
(علامت هان-)
-بیخیال منم ازت بالاترم میخوای بزنمت؟
&!@(خنده)
@ولی میدونید خیلی نگرانم
-بیخیال رئیس نگران چی؟
@یکی توی اون باند هست که خیلی منو میترسونه کیم چائه وو تنها دختر مافیاییه که تونسته تو مدت زمان کم آنقدر پیشرفت کنه و اصلا برای کارش با هیچکس شوخی ندارد شایعاتی دربارش شنیدم که خیلی اونو بزرگ و قدرتمند جلوه میده شنیدم جانشین آقای چا انتخاب شده به هرحال یه دختر ۲۰ ساله با اینهمه سابقه و آدم کشی خطرناکه نه؟
!بیخیال رئیس حتی اگه بتونه از بقیه محافظا رد بشه بازم نمیتونه از ما رد بشه و به شما برسه مکه نه هانا؟
-اون که آره ولی میدونید چیه خیلی مشتاقم تا توی اتاق شکنجه خودم به حسابش بریم
ویو چائه وو (روز عملیات)
امروزم مثل هر روز کارامل کردم و لباسمو پوشیدم اما نه همون کت شلوار مشکی قدیمی یه کت و جلیقه شرابی رنگ از کمدم بیرون آوردم و تنم کردم و به سمت مخفیگاه مون راه افتادم و بعد از برداشتن همون ۲۰ نفری که مد نظرم بودن به سمت مخفیگاه باند بلک کیلر راه افتادم قرار بود همون اطراف کمین کنیم تا شب بشه و اوضاع رو چک کنیم پس همه توی ون های مسخره و ماشینهای مدل پایین دورو بر مخفیگاهشون کمین کردن و منتظر موندم.من و یکسری هاهم به عنوان شهروند عادی داخل ساختمون رفتیم. پوشش باند رد فلگ یه شرکت بیمه بود که واقعا عالی بود و جای تحسین داشت اما نکته مزخرفش اعضای باند رد فلگ بودن که به طرز مسخره ای کاملا معلوم بود که کارکن شرکت بیمه نیستن و مافیان مثل اینکه رئیس چا راست میگفت دیگه نمیتونستم صبر کنم دیدن اینکه چند تا احمق جلوی چشمم هی بالا پایین میپرن و فک میکنن که خیلی بازیگرای خوبی هستن اعصابم و به هم میریخت پس به جای اینکه وقتمو برای نقش کسی رو که میخواد کار های بینش رو انجام بده هدر بدم به سمت کسایی رفتم که فکر میکردم بازیگرای معرکه ای هستن
+اوه سلام آقایون شما کارکنان اینجا هستید درسته
مرد۱:در واقع کارمون محافظته
+میله خب پس مثل پلیس میمونی (خنده)بیخیال از طرف یه شرکت مالیاتی اومدم میتونم چند دقیقه وقتتونو بگیرم
مرد۲:اوه حتما
+خب پس چند دقیقه هر سه تا تون با من تشریف میارن بیرون خیلی ممنونم
پست ساختمون رفتیم و تو ام تا میتونستی اون سه نفره کتک زدی و بیهوششون کردی اما دیگه نمیخواستم توی اون شرکت بشینی میخواستی بری توی ماشینتون اطلاعات بیشتری درباره این باند جمع کنی
- ۲۱.۰k
- ۰۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط