{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
کپشن عالی 👌 🏼
.
غلت میزند روی شانه ی سمت چپ
نوک دماغش میخورد به نوک دماغم
میخندد...
چشمانِ بدونِ آرایش اش برق میزند
نفس گرم اش میرسد به لبم
موهایش را کنار میزنم
موهایش را نفسِ عمیق میکشم
از پیشانی نوازش میکنم تا زیر چانه اش
آبِ دهانش را قورت میدهد
میگوید لطفا قصه بگو برایم
میگوید لطفا صدایت را صاف نکن و قصه بگو!
میگویم چشمانت
سرش را کج میکند و میگوید همین؟!
میگویم تمام قصه چشمان توست
در آغوشم میگیرد
انگار که باران به زمین رسیده باشد...
.
#علی_سلطانی ⇩
┄┅┅═❅❂❅═┅┅┄
دیدگاه ها (۳)

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

غلت میزند روی شانه ی سمت چپنوک دماغش میخورد به نوک دماغممیخن...

.غلت میزند روی شانه ی سمت چپنوک دماغش میخورد به نوک دماغممیخ...

غلت میزند روی شانه ی سمت چپمنوک دماغش میخورد به نوک دماغممیخ...

غلت میزند روی شانه ی سمت چپنوک دماغش میخورد به نوک دماغممیخن...

غلت میزند روی شانه ی سمت چپنوک دماغش میخورد به نوک دماغممیخن...

.کلافه است...سرش را به بازویم تکیه می دهدمیگویم چرا نمی خواب...

کلافه است...سرش را به بازویم تکیه می دهدمیگویم چرا نمی خوابی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط