.

.
غلت میزند روی شانه ی سمت چپ
نوک دماغش میخورد به نوک دماغم
میخندد...
چشمانِ بدونِ میکاپ اش برق میزند
نفس گرم اش میرسد به لبم
موهایش را کنار میزنم
موهایش را نفسِ عمیق میکشم
از پیشانی نوازش میکنم تا زیر چانه اش
آبِ دهانش را قورت میدهد
میگوید لطفا قصه بگو برایم
میگوید لطفا صدایت را صاف نکن و قصه بگو!
میگویم چشمانت
سرش را کج میکند و میگوید همین؟!
میگویم تمام قصه چشمان توست
در آغوشم میگیرد
انگار که باران به زمین رسیده باشد... #علی_سلطانی

نظرتون در مورد عکس و متن؟!!
دیدگاه ها (۶)

پرنسس ناخواسته

غلت میزند روی شانه ی سمت چپنوک دماغش میخورد به نوک دماغممیخن...

.کپشن عالی 👌 🏼 .غلت میزند روی شانه ی سمت چپنوک دماغش میخورد ...

غلت میزند روی شانه ی سمت چپمنوک دماغش میخورد به نوک دماغممیخ...

غلت میزند روی شانه ی سمت چپنوک دماغش میخورد به نوک دماغممیخن...

.کلافه است...سرش را به بازویم تکیه می دهدمیگویم چرا نمی خواب...

کلافه است...سرش را به بازویم تکیه می دهدمیگویم چرا نمی خوابی...

🦋کلافه است...سرش را به بازویم تکیه می دهدمیگویم چرا نمی خواب...

کلافه است...سرش را به بازویم تکیه می دهدمیگویم چرا نمی خوابی...

کلافه است.سرش را به بازویم تکیه می دهدمیگویم چرا نمی خوابی ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط