#تُ را می خواهم

#تُ را می خواهم
برای پنجاه سالگی
شصت سالگی
هفتاد سالگی
تو را می خواهم برای خانه ای که تنهاییم
تو را می خواهم برای #چای عصرانه
#تلفن هایی که می زنند
و جواب نمی دهیم
#تُ را می خواهم
برای تنهایی
#تُ را می خواهم
وقتی #باران است

برای #راهپیمایی آهسته ی دوتایی
نیمکت های سراسر پارک های شهر
برای #پنجره ی بسته
و وقتی سرما بیداد می کند
#تُ را می خواهم
برای پرسه زدن های شب عید
نشان کردن یک جفت #ماهی قرمز
#تُ را می خواهم
برای صبح
برای ظهر
برای شب
برای همه ی #عمر....📷📸
دیدگاه ها (۰)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو را می خواهمبرای پنجاه سالگیشصت سال...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟛: یک قدم نزدیک‌ترصبح روز بعد، ا/ت وارد محو...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

فیک جونگکوک

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت دوم | «رازی که نباید فاش می‌شد»ا/ت ...

صبح روز بعد، ا/ت دوباره به دفتر امور بین‌الملل دانشگاه رفت.ا...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

«در سکوتِ شب، قدم‌هایت را می‌شنوم…»بعد از رفتنت، سکوت را انت...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط