عمارت اون مافیای ترسناک. پارت۲۸
عمارت اون مافیای ترسناک. پارت۲۸
ات ویو:
چشمام رو بستم اما خوابم نمیبرد انگار انگار یه چیزی هست که صدای درونم( بچه ها منظورش وجدان هست ، وجدان فقط ما رو از اشتباه برمیگردونه بلکه ممکنه بهمون یادآوری هم بکنه مثل خود درونمون نمیدونم چه جوری بگم ولی وجدان چیز باحالیه) بهم میگفت که یه چیزی رو جا انداختم یه چیزی کمه یه چیزی که.... اهههه نمیدونم و حتی نمیدونم چرا خوابم نمیبره .
نثل اینکه پ ج ج خواب خواب بود عملا خواب هفت پادشاه رو میدید(بچه ها با هفت پادشاه یاد چیزی نیافتادین؟؟؟) یه کم به صورتش خیره شدم ، بعد چند دقیقه خیره شدن به صورتش یاد این ضرب المثل افتادم که تا نباشد مردم نگویند چیز ها ، حالا ربطش چیه اینکه واقعا لذت پ ج ج رو الکی بهم نداد واو پولدار جذاب جهان یعنی هم رتبه ی یک پولداری تو جهان رو داره و هم رتبه. ی یک زیبایی ؟ واو واقعا زبونم قاصره مگه داریم میگن هیچ کس کامل نیست ولی هر کی گفته چِرت گفته این تکه واقعا تکه ( ات جون تو نمیدونی هست نمیدونی که فقط زیبایی و پولداری نی ، اون ..... آه متاسفانه نمیتونم بهت بگم تو سرنوشتی که دارم واست مینویسم میفهمی ولی من و دوستای عزیزم (فالوور ها) میدونیم که ته چقدر تکه)
خوش به حال زن آیندش ، وایسا یه سوالی واسم پیش اومد یعنی زن نداشته یا معشوقه ای چیزی نداره آخه من هر کی رو دیدم چس مثقال قیافه داره پای دختر بازی هست فعکک نکنم پ ج ج داشته باشه ، آخه تا حالا ندیدم کسی رو بیاره خونش یا یکی هیع بیاد پیشش و بهم بگه ددیییییی ، اوووقق واقعا از پیک می ها خوشم نمیاد ولی اونا هم زندگی خودشون رو دارن بزار هز کی به حال خودش خوش باشه دنیا دو روزه ، وای چقدر حرف زدم خوابم گرفت دیگه بزار بخوابیم ولی قبلش طبق عادتم باید هر سوالی دارم رو توی نوت بوک گوشیم بنویسم .
خوشگل خانم ویو:😂
اا گوشیش رو از میز کنار تخت برداشت و رفت توی نوت بوک گوشیش و سوال شماره ی ۲۳ رو نوشت تا حالا همش رو فهمیده بود غیر از شماره ی ۲۲ تا حالا جواب اون رو پیدا نکرده بود کنجکاو نیستین ببین چی بوده خب جونم براتون بگه که سوال در بیست و دو نوشته شده بود چرا بین این همه اسم ، اسم عمارت پ ج ج شده عمارت سیاه درسته رنگ عمارت سیاه هست ولی خب خیلی منطقی نیست ، این بود سوال بیست و دو و حالا که سوال بیست و یه هم اضافه شده ات باید فردا جواب هر دو تا سوال رو به فهمه ، بعد هگ گوشیش رو نوار گذاشت و خوابید و بلافاصه خوابش برد.
۵ ساعت بعد ساعت ۱۲ ظهر.
ته ویو:
نور افتاب زیادی به چشمم میتابید مگه صبح چقدر میتونه نور افتاب سدید باشه ، از روی ساعت مچیم به ساعت نگاهی انداختم وات ؟ ساعت ۱۲ ظهره من کی این همه خوابیدم ؟؟
ات هنوز خواب بود ، واقعا که چقدر یه موجود میتونه بخوابه اخه؟
همون لحظه صدایی به گوشم خورد
به نظرتون صدای چی بود؟
بچه ها لطفا کامنت بزارید
لایک فراموش نشه
و اینکه ازتون یه خواهشی دارم من پارت بعد هم اپ میکنم اما تنها به خاطر یه شرط اونم اینه که از یه دوستم حمایت کنیو واقعا امیدوارم به حرفم گوش کنید ، خیلی ازتون ممنون میشم
ات ویو:
چشمام رو بستم اما خوابم نمیبرد انگار انگار یه چیزی هست که صدای درونم( بچه ها منظورش وجدان هست ، وجدان فقط ما رو از اشتباه برمیگردونه بلکه ممکنه بهمون یادآوری هم بکنه مثل خود درونمون نمیدونم چه جوری بگم ولی وجدان چیز باحالیه) بهم میگفت که یه چیزی رو جا انداختم یه چیزی کمه یه چیزی که.... اهههه نمیدونم و حتی نمیدونم چرا خوابم نمیبره .
نثل اینکه پ ج ج خواب خواب بود عملا خواب هفت پادشاه رو میدید(بچه ها با هفت پادشاه یاد چیزی نیافتادین؟؟؟) یه کم به صورتش خیره شدم ، بعد چند دقیقه خیره شدن به صورتش یاد این ضرب المثل افتادم که تا نباشد مردم نگویند چیز ها ، حالا ربطش چیه اینکه واقعا لذت پ ج ج رو الکی بهم نداد واو پولدار جذاب جهان یعنی هم رتبه ی یک پولداری تو جهان رو داره و هم رتبه. ی یک زیبایی ؟ واو واقعا زبونم قاصره مگه داریم میگن هیچ کس کامل نیست ولی هر کی گفته چِرت گفته این تکه واقعا تکه ( ات جون تو نمیدونی هست نمیدونی که فقط زیبایی و پولداری نی ، اون ..... آه متاسفانه نمیتونم بهت بگم تو سرنوشتی که دارم واست مینویسم میفهمی ولی من و دوستای عزیزم (فالوور ها) میدونیم که ته چقدر تکه)
خوش به حال زن آیندش ، وایسا یه سوالی واسم پیش اومد یعنی زن نداشته یا معشوقه ای چیزی نداره آخه من هر کی رو دیدم چس مثقال قیافه داره پای دختر بازی هست فعکک نکنم پ ج ج داشته باشه ، آخه تا حالا ندیدم کسی رو بیاره خونش یا یکی هیع بیاد پیشش و بهم بگه ددیییییی ، اوووقق واقعا از پیک می ها خوشم نمیاد ولی اونا هم زندگی خودشون رو دارن بزار هز کی به حال خودش خوش باشه دنیا دو روزه ، وای چقدر حرف زدم خوابم گرفت دیگه بزار بخوابیم ولی قبلش طبق عادتم باید هر سوالی دارم رو توی نوت بوک گوشیم بنویسم .
خوشگل خانم ویو:😂
اا گوشیش رو از میز کنار تخت برداشت و رفت توی نوت بوک گوشیش و سوال شماره ی ۲۳ رو نوشت تا حالا همش رو فهمیده بود غیر از شماره ی ۲۲ تا حالا جواب اون رو پیدا نکرده بود کنجکاو نیستین ببین چی بوده خب جونم براتون بگه که سوال در بیست و دو نوشته شده بود چرا بین این همه اسم ، اسم عمارت پ ج ج شده عمارت سیاه درسته رنگ عمارت سیاه هست ولی خب خیلی منطقی نیست ، این بود سوال بیست و دو و حالا که سوال بیست و یه هم اضافه شده ات باید فردا جواب هر دو تا سوال رو به فهمه ، بعد هگ گوشیش رو نوار گذاشت و خوابید و بلافاصه خوابش برد.
۵ ساعت بعد ساعت ۱۲ ظهر.
ته ویو:
نور افتاب زیادی به چشمم میتابید مگه صبح چقدر میتونه نور افتاب سدید باشه ، از روی ساعت مچیم به ساعت نگاهی انداختم وات ؟ ساعت ۱۲ ظهره من کی این همه خوابیدم ؟؟
ات هنوز خواب بود ، واقعا که چقدر یه موجود میتونه بخوابه اخه؟
همون لحظه صدایی به گوشم خورد
به نظرتون صدای چی بود؟
بچه ها لطفا کامنت بزارید
لایک فراموش نشه
و اینکه ازتون یه خواهشی دارم من پارت بعد هم اپ میکنم اما تنها به خاطر یه شرط اونم اینه که از یه دوستم حمایت کنیو واقعا امیدوارم به حرفم گوش کنید ، خیلی ازتون ممنون میشم
- ۱۰.۰k
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط