{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو پارتی هیونجین

دو پارتی هیونجین

ات:امروز هم مثل همیشه نور خورشید از پنجره به صورتم میخورد کنار همسرم دراز کشیده بودم ولی دیگه کم کم بلند شدم که برم صبحانه درست کنم چون امروز هیون باید ظهر میرفت کمپانی تا برای کامبک جدیدشون اماده بشه دیشب هم داشت به کوب رو آهنگاشون کار میکرد. حالا هم میخوام برم یه صبحانه ی خوشمزه برای هیون درست کنم به نظرم یه چیز مفصل درست کنم که خستگیش در بره پس براش لازانیا درست میکنم.💞

پرش زمانی به یک ساعت بعد......


ات: وای دستم اوف باید دستکش دستم میکردم حالا اشکال نداره چون برای شوهر جونمه

نویسنده:حالا ات لازانیایی که با عشق پخته بود رو گذاشت تو ماکروفر و بعد رفت جای اتافشون تا هیونجین رک بیدار کنه.

ات: مستر هوانگ وقت بیدار شدنه بیدار شو دیگه ساعت ۲ تو باید بری کمپانی دیرت میشه ها!!

هیون: ات اذیتم نکن اگه ساعت ۲ میشد الارم گوشیم زنگ میخورد راستی این بوی چیه چه بوی خوبیه

نویسنده: بعد هیون گوشیش رو برداشت تا ساعت رو ببینه که دید ساعت ۹:۳۰ بعد.........



ادامه پارت بعد نظرتون رو هم تو کامنتا بگین این رو باید ۱۰ تا لایک برسونید و ۱۸ تاکامنت تا پارت بعد رو بزارم
دیدگاه ها (۷)

بچه ها کامنتای این دختر رو تا به حال دیدین متظورش چیه

گذاشتم ببینم لقب چیه ؟

پارت 9رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ویو نویسنده:صبح شده بود و هیون زودت...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

پارت 14 رمان💘 عشق مدرسه ای💘فیلیکس: ممنون خانم فعلا خدافظ همگ...

پارت 11 رمان 🎀عشق مدرسه ای🎀که لیسا گفت: لیسا: اه اقای هوانگ ...

پارت دوم دو پارتی هیونجین 🤍. درخواستی. ات: سلام هیونجین: سلا...

پارت16 رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ات: شدم(شروع شد)ات: از همین الان د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط