{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو ...

بی تو ...
دستانم را به آسمان میبرم
کش میدهم
پیچ می خورم
خستگی ام در برود
نمیرود .

خمیازه ای میکشم
دهانم را تا جایی که میشود باز میکنم
آبی به صورتم میزنم
خوابم بپرد
نمیپرد .

صدای موسیقی را زیاد میکنم
مینوازد
میرقصم
فالش
شاید
فکرت از سرم بیرون برود
نمیرود .

طناب را از سقف آویزان میکنم
چهارپایه را میگذارم
بالا میروم
رها می شوم
بمیرم
نمیمیرم .

خسته میشوم
دراز میکشم
چشمانم را میبندم

بی تو
مرگ هم جوابم میکند ...."
دیدگاه ها (۵)

در من زني است كه هرروز با ترسي ناشناخته از او دست و پنجه نرم...

- آهــــــ ــــای ســـ ـــیـــ ـــگــــ ـــاری..من تو را میف...

من اگر مرد بودمروياهاى مردانه ام را در كيف زنانه ات مى گذاشت...

دلم گرفته است از دنیا از آدم هااز خیال های...

p4

صحنه; پارت هشتم

صحنه;پارت دوازدهم

صحنه پارت دهم

صحنه,پارت یازدهم

صحنه; پارت دوم

#ar #p2 ... (آرام) روبه روی درخت تنومندی می ایستم! ا...

صحنه پارت چهاردهم

آخرین بشقابی را که خشک میکنم و توی کابینت میگذارم پایانی می ...

5:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویلنگاهم به گردنبند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط