{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دکتر چهل و پنج روز بهش استراحت داده بود.

دکتر چهل و پنج روز بهش استراحت داده بود.
آوردیمش خانه،گفت :
"بابا .. !حوصلم سر رفته،منو ببرید سپاه بچه ها رو ببینم .. "
بردیمش،تا شب خبری ازش نشد.
ساعت ده شب زنگ زد گفت :
"من اهوازم.بی زحمت داروهامو بدید یکی برام بیاره .. "
((شهید حاج حسین خرازی))
دیدگاه ها (۲)

فوری. فوری. فوری. کلیپ طوفانی شدید که هنگام رسیدن...

آمدیم و آمدیم و آمدیم... از چادرهای زیبا رسیدیم به مانتو های...

بسم رب المهدی(عج)قسمت نشد که گاه به گاهی ببینمتحتی به قدر نی...

پارت ۱۰ پدرم بود گلویم را صاف کردم و آیکون سبز رنگ را فشار د...

Cieloپارت دو_ سلام من جین هستم و ۱۸ سالمه با پر انرژی_سلام م...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

My lovely neighbor part : 72

🎀❤️ پارت 22 — ویو تهیونگ❤️🎀تا اومدم حرفم رو بزنم، چشمم افتاد...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت یازدهم ۱۱

فیک کوک پارت ¹⁵ که در همان لحظه در اتاق کوک باز شد و چهره ی ...

((استراحت پزشکی))#دکتر چهل و پنج روز بهش استراحت داده بود. آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط