دکتر چهل و پنج روز بهش استراحت داده بود.
دکتر چهل و پنج روز بهش استراحت داده بود.
آوردیمش خانه،گفت :
"بابا .. !حوصلم سر رفته،منو ببرید سپاه بچه ها رو ببینم .. "
بردیمش،تا شب خبری ازش نشد.
ساعت ده شب زنگ زد گفت :
"من اهوازم.بی زحمت داروهامو بدید یکی برام بیاره .. "
((شهید حاج حسین خرازی))
آوردیمش خانه،گفت :
"بابا .. !حوصلم سر رفته،منو ببرید سپاه بچه ها رو ببینم .. "
بردیمش،تا شب خبری ازش نشد.
ساعت ده شب زنگ زد گفت :
"من اهوازم.بی زحمت داروهامو بدید یکی برام بیاره .. "
((شهید حاج حسین خرازی))
- ۹۰۲
- ۰۷ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط